در سال‌هایی که انسان‌ها روی کره زمین زندگی کرده‌اند، همیشه عواملی بوده که باعث از بین رفتن انسان‌ها شده است، در این گزارش نگاهی داریم به برخی از بیماری‌هایی که انسان‌ها را از بین برده است.

مجله مهر: در تاریخ زندگی انسان‌ها روی کره زمین بیماری‌های مختلفی ظهور کرده که برخی از آن‌ها باعث نابودی کامل گروهی از آدم‌های ساکن در یک منطقه شده است، با در نظر گرفتن اینکه در قرن‌های اولیه بهداشت به شکلی که باید رعایت نمی‌شده، این بیماری‌ها در انواع مختلف میان انسان‌ها شیوع پیدا می‌کرده است. البته مرگ بر اثر بیماری تنها در گذشته نبوده و ما در قرن حاضر هم با ویروس‌هایی روبرو هستیم که قادر به نابودی موجوات زنده آن‌هم در سریع‌ترین زمان ممکن هستند.

در این گزارش نگاهی داریم به برخی از بیماری‌هایی که انسان‌ها را به شکل عظیمی از پای درآورده است.

بیماری سل

«سل» یکی از بیماری‌های عفونی شایع و اغلب مرگبار است. میکروب سل که به ریه‌ها حمله می‌کند، باعث ایجاد سرفه و عطسه زیاد می‌شود که از همین طریق هم امکان انتقال آن به افراد دیگر وجود دارد. سرفه‌های مزمن خونی به همراه تب، تعرق شبانه و از دست دادن وزن از نشانه‌های بیماری هستند. جالب است بدانید تا پیش از قرن ۲۰ میلادی از کلمه «سل» به عنوان اصطلاحی برای کاهش وزن استفاده می‌کردند.

تا قرن ۱۹، در حدود ۲۵ درصد از مرگ و میرها در اروپا را به دلیل این بیماری می‌دانند که بعد از جنگ جهانی دوم این مقدار کاهش پیدا کرد که می‌توان دلیل آن را در پیشرف پزشکی و افزایش بهداشت جست‌وجو کرد. در اواخر دهه ۴۰ میلادی کمتر از ۱۰ درصد از مرگ‌ها به سل ارتباط داشت.

آنفولانزای اسپانیایی

آنفولانزای اسپانیایی در زمان جنگ جهانی اول جان بسیاری از مردم را گرفت، این بیماری که جمعیتی بین ۲۰ تا ۴۰ ساله‌ها را هدف قرار می‌داده، حدود ۵۰ میلیون نفر در سراسر جهان را از بین برده است. آنفولانزای اسپانیایی را که «مادر بیماری‌های همه‌گیر» توصیف می‌کنند، به راحتی می‌توانست یک فرد کاملا سالم را یک شبه از بین ببرد. بیمار در لحکات پایانی در حالی که به دنبال اکسیژن سعی می‌کند نفس بکشد، خون بالا می‌آورد و بعد خفه می‌شود.

آنفولانزای اسپانیایی در آن زمان همه جهان به جز قطب جنوب را در نوردیده بود، دانشمندان تلاش زیادی برای کشف ریشه‌های بیماری انجام دادند و به نظر می‌رسید که چین یا کانزاس شروع شده باشد.

مرگ سیاه

مرگ سیاه یک اپیدمی بود که با بیماری «طاعون خیارکی» ایجاد شد و در سال‌های ۱۳۴۰ تا ۱۳۶۰ بین ۳۰ تا ۶۰ درصد از جمعیت اروپا را از بین برد. طاعون خیارکی توسط نیش کک و گاز موش آلوده ایجاد می‌شود و در آن غدد لنفاوی بزرگ شده و بسیار دردناک می‌شوند. تب و لرز، سرگیجه، درد شدید عضلات و مفاصل، کوفتگی و سر درد از دیگر علائمطاعون خیارکی است که از زمان ظهور در بدن تا ۳۶ ساعت بعد بیمار را از بین می‌برد. این طاعون به سرعت روی بافت‌های پوستی تاثیر می‌گذارد و رنگ ان‌ها را تغییر می‌دهد و از آن‌جایی که بیمار از مرگ خودش آگاه است، به نظر روش مردن دردناکی می‌آید.

مرگ سیاه در زمان خود اروپا و شرق میانه را آلوده کرده بود، موش‌ها از طریق کشتی‌ها به شهرهای دیگر می‌رفتند و به همین دلیل بیشترین نشانی‌های بیماری در بنادر پیدا می‌شد.

تب زرد

در قرن ۱۸ میلادی تب زرد در منطقه کارائیب شیوع پیدا کرد و مردم از ترس جان خود به امریکای شمالی گریختند، در حالی که آن‌ها با خودشان بیماری وحشتناکی را حمل می‌کردند! تهوع، تب بالا و یرقان که ناشی از حمله ویروس به کبد بود، به دکتر مراجعه می‌کردند، درگیر شدن کبد باعث زرد شدن پوست بیمار می‌شد و از همین رو نام بیماری را «تب زرد» گذاشتند. دولت در آن زمان جلوی رفت و آمد مردم و هر خدماتی که فیلادلفیا را گرفت تا بتواند بیماری را در یک منطقه نگه دارد، البته بر اساس باور آن زمان، فک می‌کردند سیاه‌پوستان افریقایی به دلیل سیاه بودن پوستشان از تب زرد در امان هستند، در صورتیکه این بیماری کشنده تبعیض آمیز نبود و همه را درگیر می‌کرد و افریقایی‌هایی که برای کمک به فلادلفیا آمده بودند را هم از بین برد.

در سال ۱۷۹۳ بیش از ۵۰ هزار نفر در فیلادلفیا جان خود را از دست دادند و ۲۰ هزار نفر هم توانستند از شهر فرار کنند. نکته عجیب ماجرا این بود که در ماه نوامبر (اواخر پاییز و اوایل زمستان) بیماری به ناگاه متوقف شد! در آن زمان دلیل این موضوع را نمی‌دانستند، اما تب زرد که توسط پشه‌ها منتقل می‌شد، با فرا رسیدن فصل زمستان از بین رفت.

آبله

آبله یکی از بیماری‌های بد شکل و وحشتناکی است که با جوشهای چرکی و قرمز خودش را نشان می‌داد. جوش‌هایی که امکان داشت در سراسر بدن گسترش پیدا کنند، چرکی و دردناک باشند و آنقدر بزرگ شوند که پاره شوند و زخم برگی را بر جای بگذارند. در سال ۴۳۰ قبل از میلاد مسیح شیوع این بیماری در شهر آتن یونان جمعیت زیادی از این شهر را از بین برد. آبله به شدت واگیردار بود و با توجه به اینکه درمانی هم برای آن وجود نداشت، همه را از بین می‌برد.

مالاریا

بیماری مالاریا توسط پشه‌ها منتقل می‌شود، این انگل به صورت عفونت حاد و معمولا طولانی با تب و لرزهای متناوب، کم‌خونی و بزرگی طحال ظاهر می‌شود. مالاریا به ویژه در زنان باردار و کودکان دیده می‌شود و شیوع آن یکی از مسائل مهم کشورهای گرمسیری است. در سال ۲۰۱۵ بیش از ۴۰۰ هزار نفر به دلیل مالاریا فوت کردند. هنوز هم برای مالاریا درمان قطعی وجود ندارد و برنامه‌های پیشگری مختلفی در ارتباط با آن وجود دارد.

وبا

در قرن ۱۹ میلادی برنج آلوده هندی وبا را در سراسر اروپا گسترش داد. نیروهای امریکایی که از هند برگشتند با خودشان میکروب‌های بیماری را انتقال دادند. وبا که یک عفونت روده محسوب می‌شود، اسهال، استفراغ، گرفتن ماهیچه‌های پشت ساق پا و تشنگی زیاد از نشانه‌های وبا هستند. حجم دفع آب بدن به قدری زیاد است که بیمار در مدت زمان کوتاهی از بین می‌رود.

وبا در قرن نوزدهم چندین بار در اروپا فراگیر شده و امروزه بیشتر در کشورهای جهان سومی که آب‌های ناسالم و غیربهداشتی دارند، دیده می‌شود.

طاعون یوستینیانوس

این طاعون هم از طریق موش‌ها منتقل شده بود و به نظر می‌رسید همه‌چیز از مصر آغاز شد. این طاعون در سال ۵۴۱ قبل از میلاد به امپراتوری روم شرقی ضربه بزرگی زد. اما نام آن به دلیل امپراطور آن روزگار یوستینیانوس بود که هیچ دلرحمی با بیماران نداشت و حتی در آن زمان مالیات‌ها را هم افزایش داد.

این طاعون در یک روز توانایی از بین بردن روزانه پنج هزار نفر را داشت و در نهایت در حدود ۲۰ میلیون نفر از مرگ و میرهای آن دوره از تاریخ را بر عهده داشت.

تیفوس

دقیقا بعد از آنفولانزای اسپانیایی این تیفوس بود که سر و کله‌اش پیدا شد! بیشتر روسیه و اروپای شرقی را در بر گرفته بود. در سال‌های ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۲ تنها کشور صربستان بیش از ۱۵۰ هزار مرگ در اثر بیماری تیفوس داشت. باکتری این بیماری توسط کنه، شپش و پشه منتقل می‌شد. اروپا که در آن سال‌ها درگیر جنگ بود، وحشت زیادی داشت و کشوری هم به نزدیکی صربستان نیم‌آمد، اگر بیماری تا اروپای غربی گسترش پیدا می‌کرد، قطعا شرایط جنگ هم متفاوت می‌شد.

فلج اطفال

در سال ۱۹۱۶ فلج اطفال از شهر نیویورک شروع شد و پس از آن در سراسر امریکا دیده شد. به طوریکه حتی فرانکلین روزولت رسیس جمهور امریکا قربانی بیماری شد و در سال ۱۹۲۱ در ۳۹ سالگی از کمر به پایین معلول شده بود.

پزشکان نمی‌دانستند چرا این بیماری هم کودکان و هم بزرگسالان را درگیر می‌کند و در آن زمان بیش از ۹ هزار نفر به فلج اطفال دچار شده بودند.از همین رو در سال ۱۹۵۵ واکسیناسیون فلج اطفال راه افتاد و امروزه هم یکی از واکسن‌های مهم دوران کودکی همه ما است.

ایدز

در سال ۲۰۱۴ یک مقاله دانشگاهی مشخص کرد که ریشه ویروس HIV به جمهوری کنگو برمی‌گردد. در حدود پنج درصد از جمعیت کنگو به ایدز مبتلا هستند، یعنی در حدود ۱.۲ میلیون نفر. در ابتدای دهه ۲۰ تجارت انسان و استفاده از سوزن‌های غیربهداشتی باعث انتقال این بیماری به کشورهای دیگر شد.

ایدز تا سال ۱۹۸۰ که شناخته شود، در حدود ۱۰۰ میلیون نفر را مبتلا کرده بود و این نشان از یک بحران همه‌گیر داشت. آموزش‌ها در زمینه شناخت و کنترل این بیماری مدت‌هاست سازمان بهداشت جهانی را درگیر خود کرده است.

سارس

سارس یک بیمرای تنفسی بسیار حاد است که از نوامبر ۲۰۰۲ تا ژوئن ۲۰۰۳ به صورت گسترده در ۳۷ کشور دیده شدو باعث مرگ بیش از ۷۰۰ نفر شد. این بیماری از چین شروع شد و همچنان برای آن درمانی وجود ندارد. پروتکل درمانی سارس، اتاق قرنطینه برای بیمار است که فشار اتاق را منفی نگه می‌داشتند. آخرین مرودهای سارس اواخر سال ۲۰۰۴ دیده شده است.

منبع: مهر

مطالب پیشنهادی:
خبر بعدی:

تاثیر زمان غذا خوردن بر بزرگ شدن شکم

وقتی جوانان دانشگاه را شروع می‌کنند، اغلب وزنشان بالا می‌رود. در ایالات متحده برای این پدیده نامی دارند: سال اولی ۱۵، که به ۱۵ پوندی اشاره دارد که معمولاً دانشجویان در اولین سال زندگی دور از خانه، وزن اضافه می‌کنند. این افزایش وزن را تاحدی می‌توان با جایگزینی غذا‌های آماده و فست‌فود به جای غذای خانگی، و همزمان کاهش فعالیت فیزیکی، توضیح داد. اما دانشمندان به صورت روزافزون، انگشت اتهام را به سوی مظنونی دیگر دراز می‌کنند: اختلال ساعت زیستی، که ناشی از فرهنگ دیر وقت شام خوردن، نوشیدن و الگو‌های خواب نامرتب است.

برای دهه‌ها به ما گفته شده که افزایش وزن، و بیماری‌های مرتبط با آن نظیر دیابت نوع ۲ و بیماری قلبی، پیامد سادۀ مقدار و نوع غذایی است که مصرف می‌کنیم، و می‌توان آن را با میزان کالری‌هایی که از طریق ورزش می‌سوزانیم بالانس کرد. اما از شواهد روزافزون اینطور بر می‌آید که زمان‌بندی نیز اهمیت دارد؛ مسئله فقط این نیست که چه می‌خورید، اینکه کی می‌خورید هم مهم است.

چطور زمان غذا خوردن بر اندازۀ شکمتان تاثیر می‌گذارد؟
این ایده که پاسخ ما به غذا بسته به زمان‌های مختلف روز، به روزگاران بسیار دور باز می‌گردد. اطبای چین باستان باور داشتند که انرژی به صورت موازی با حرکت خورشید پیرامون بدن جریان می‌یابد و وعده‌های غذایی ما بایستی بر همین مبنا زمان‌بندی شوند: ۷ تا ۹ صبح، زمان شکم بود، وقتی که بزرگترین وعدۀ روزانه باید مصرف شود؛ ۹ تا ۱۱ صبح حول پانکراس و طحال است؛ ۱۱ صبح تا ۱ بعد از ظهر، زمان قلب است به همین ترتیب تا انتها. آنان باور داشتند که شام، باید سبک باشد و بین ساعت ۵ تا ۷ بعد از ظهر صرف شود، که زمانی است که عملکرد کلیه مسلط می‌شود.

اگرچه با توضیحی متفاوت، از یافته‌های علم مدن اینطور برمی‌آید که خرد پیشینیان تا حد زیادی به حقیقت نزدیک است.

مطالعات مربوط به رژیم‌های غذایی را در نظر بگیرید. اغلب برنامه‌های کاهش وزن، حول کاهش کلی کالری مصرفی تنظیم شده‌اند؛ اما اگر زمان‌بندی نیز به نوبۀ خود بر فواید حاصل موثر باشد، چه؟ وقتی زنان چاق و دچار اضافه‌وزن، به مدت سه ماه رژیم کاهش وزن را در پیش گرفتند، آن‌هایی که اغلب کالری خود را در صبحانه میل می‌کردند، دو و نیم برابر آن‌هایی که صبحانه‌ای سبک داشتند، اما اغلب کالری‌هایشان را در وقت شام صرف می‌کردند، وزن کم کردند؛ با این وجود که همگی در کل به میزان یکسان کالری مصرف می‌کردند.

اکثر مردم فکر می‌کنند که دلیل اینکه اگر شب دیر غذا بخورید، وزنتان بیشتر بالا می‌رود این است که فرصت کمتری برای سوزاندن آن کالری‌ها دارید، اما این نگاهی ساده‌گرایانه است. جاناتان جانستون، از دانشگاه سوری، که در مورد نحوۀ تعامل ساعت بدن ما با غذا تحقیق می‌کند، می‌گوید: "مردم گاهی اوقات فرض را بر این می‌گذارند که بدن ما در هنگام خواب خاموش می‌شود، اما این موضوع درست نیست. "

خوردن هات داگ
بنابراین، مسئله چیست؟ از برخی شواهد اولیه اینطور برمی‌آید که وقتی وعده‌ای در صبح خورده می‌شود، در مقایسه با ساعات دیرتر روز، انرژی بیشتری صرف پردازش آن می‌شود، بنابراین اگر زودتر غذا بخورید، قدری کالری بیشتری می‌سوزانید. با این حال، هنوز معلوم نیست که این امر در وزن کلی بدن چه مقدار تفاوت ایجاد می‌کند.

یک احتمال دیگر این است که شب دیروقت غذا خوردن، بازۀ کلی‌ای را که غذا در آن مصرف می‌شود را گسترش می‌دهد. این به دستگاه گوارش ما زمان کمتری برای تجدید قوا می‍‌دهد و فرصت بدن‌های ما را برای سوزاندن چربی کاهش می‌دهد؛ چرا که سوزاندن چربی تنها زمانی اتفاق می‌افتد که اعضای بدن ما متوجه می‌شوند که غذای بیشتری بهشان نخواهد رسید.

پیش از اختراع لامپ، انسان‌ها تقریباً حدود سحر بیدار می‌شدند، و چند ساعت بعد از غروب خورشید به خواب می‌رفتند؛ و تقریباً همۀ غذا در ساعاتی که نور روز وجود داشت مصرف می‌شد. ساتچین پاندا، بیولوژیست ساعت زیستی در انستیتو سالک کالیفرنیا و نویسندۀ کتاب "قانون ساعت زیستی"، می‌گوید: "اگر به نور دسترسی نداشته باشیم، به سخی می‌توانیم بیدار بمانیم و در زمان نامناسب غذا بخوریم. " او در پژوهش خود نشان داده که اکثر آمریکای شمالی‌ای‌ها هر روز در بازه‌ای ۱۵ ساعته یا بیشتر غذا می‌خورد و حدود بیش از یک سوم کالری روزانۀ خود را بعد از ساعت شش غروب مصرف می‌کنند که بسیاری با نحوۀ زندگی نیاکان ما متفاوت است.

خوابیدن

حال به دانشجویان دانشگاه فکر کنید که شب‌ها تا دیروقت می‌خورند و می‌نوشند. پاندا می‌گوید: "یک دانشجوی معمولاً به ندرت پیش از نیمه‌شب به خواب می‌رود و گرایش دارند که تا دیروقت به خوردن ادامه دهند. " با اینحال، بسیاری از دانشجویان مجبورند که برای کلاس‌های صبح خود بیدار شوند که با فرض اینکه صبحانه بخورند، این امر طول مدت چیزی نخوردن شبانۀ آنان را کاهش می‌دهد.

این همچنین به این معناست که آن‌ها از خواب خود می‌زنند و این نیز باعث می‌شود که وزن بیشتری اضافه کنند. خواب ناکافی باعث اختلال در تصمیم‌گیری و خودداری می‌شود، و بالقوه می‌تواند منجر به انتخاب نامناسب غذا شده و میزان "هورمون‌های گرسنگی"، یعنی لپتین و گرلین، را مختل کند و اشتها را افزایش دهد.

اکنون در حال مشخص شدن است که ساعات زیستی بدن ما، از بسیاری جهات، ارتباط نزدیکی با گوارش و متابولیسم ما دارند، که از طریق مسیر‌های علامت‌دهی پیچیدۀ بدن ما حاصل می‌شود؛ درک جدیدی که می‌تواند تاثیرات درازمدت "جت‌لگ" و مشاغل شیفتی را توضیح دهد.

در درون هر سلول بدن شما، یک ساعت مولکولی مشغول به کار است که زمان‌بندی تقریباً هر فرآیند و رفتار فیزیولوژیکی را، از ترشح هرمون‌ها و نوروترانسمیتر‌ها گرفته، تا فشار خون، فعالیت سلول‌های ایمنی، و اینکه چه زمانی احساس خواب‌آلودگی، هوشیاری یا افسردگی کنید، تنظیم می‌کنند. در آنجا، ساعت‌ها با یکدیگر و زمان روز در بیرون، از طریق تکۀ کوچکی از بافت مغز به نام "سوپراکیاسماتیک نوکلئوس" (SCN) هماهنگ می‌شوند؛ و پنجرۀ آن به جهان خارج، زیرمجموعه‌ای از سلول‌های واکنش‌دهنده به نور در پشت چشم هستند.

غذا خوردن در هواپیما

دلیل وجودی همۀ این ساعت‌های زیستی، پیش‌بینی و آمادگی برای رویداد‌های منظم در محیطمان، نظیر رسیدن غذا، است. این یعنی واکنش‌های بیوشیمیایی مختلف در زمان‌های گوناگونی از روز ترجیح دارند و به اعضای بدن ما اجازه می‌دهند تا تبادل وظیفه و تجدید قوا کنند.

وقتی که به خارج سفر می‌کنیم، زمانبندی قرارگیریمان در معرض نور تغییر می‌کند، و ساعت‌های بدنمان نیز به همان جهت کشیده می‌شوند؛ اگرچه ساعت‌ها در عضو‌ها و بافت‌های مختلف بدن، با سرعت‌های متفاوتی تنظیم شده و تطبیق پیدا می‌کنند. نتیجه جت‌لگ است، که نه تنها باعث می‌شود در زمان‌های نامناسبی احساس خواب‌آلودگی یا بیداری کنیم، بلکه همچنین می‌تواند مشکلات گوارشی و کسالت عمومی را باعث شود.

با این حال، نور تنها چیزی نیست که می‌تواند زمان‌بندی ساعت‌های ما را عوض کند. زمان غذا خوردن ما نیز می‌تواند تنظیم ساعت‌های ما را در کبد و اعضای گوارشی بر هم بزند، حتی اگر ساعت‌های سلول‌های مغزی ما متاثر نشوند. شواهد تازه همچنین نشان می‌دهند که زمان ورزش نیز می‌تواند ساعت‌های درون سلول‌های ماهیچۀ ما را دستکاری کند.

وقتی که از یک منطقۀ زمانی به منطقۀ زمانی دیگر پرواز می‌‎کنیم، یا در ساعات غیر منظم غذا می‌خوریم، می‌خوابیم یا ورزش می‌کنیم، ساعت‌های گونان در اعضا و بافت‌های ما از هماهنگی با یکدیگر خارج می‌شوند. اگر هر از گاهی دیروقت شام بخورید یا بخوابید، بعید است که این امر مشکلی ایجاد کند، اما اگر این موضوع مرتب اتفاق بیافتد، می‌تواند پیامد‌های درازمدتی برای سلامت ما داشته باشد.

فرآیند‌های پیچیده نظیر متابولیسم چربی‌ها یا کربوهیدراتها، نیازمند هماهنگی فرآیند‌های متعددی است که در روده، کبد، پانکراس، و بافت‌های چربی و ماهیچه اتفاق می‌افتند. اگر تعامل میان این باف‌ها بهم بریزد، کاراییشان کمتر می‌شود، که در درازمدت می‌تواند خطر بیماری‌های گوناگون را افزایش دهد.

در تحقیق تازه، پژوهشگران تاثیرات جسمی خوابیدن پنج ساعت در شب به مدت ۸ روز متوالی را، با همین مقدار خواب منتها در زمان‌های نامنظم مقایسه کردند. در هر دو گروه، حساسیت افراد به هورمون انسولین کاهش و التهاب سیستمیک افزایش یافت که خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ و بیماری قلبی را افزایش می‌دهد. با این حال، این تاثیر در آن‌هایی که در زمان‌های نامنظم می‌خوابیدند (و ریتم زیستی‌شان به این دلیل از کوک خارج شده بود)، حتی بیشتر بود: در مردان، کاهش حساسیب به انسولین و افزایش التهاب دو برابر شد.

این مسئله می‌تواند برای کسانی که زیاد پرواز می‌کنند؛ دانشجویان یا هر کارگر شیفتی‌ای، مشکل‌زا باشد. بنا بر بررسی‌ها در اروپا و آمریکای شمالی، ۱۵ تا ۳۰ درصد جمعیت شاغل، درگیر شکلی از کار شیفتی هستند، که اغلب مساوی است با فعال بودن یا خوردن در زمان‌هایی که بدن انتظارش را ندارد. کار شیفتی با طیفی از بیماری‌ها از جمله بیماری قلبی، دیابت نوع ۲، چاقی و افسردگی مرتبط دانسته شده، و مظنون اصلی در اینجا اختلال در ساعت زیستی است که از آن ناشی می‌شود.

پاندا می‌گوید که با این حال، همۀ ما حداقل در بخشی از اوقات، کارگران شیفتی هستیم. تخمین زده می‌شود که ۸۷ درصد جمعیت، برنامۀ در ایام کاری هفته، برنامۀ خواب متفاوتی در مقایسه با آخر هفته دارند که نتیجۀ آن جت‌لگ اجتماعی است. مردم همچین عادت دارند که در آخر هفته‌ها، صبحانه را یک ساعت دیرتر بخورند که می‌‍تواند باعث ایجا "جت‌لگ متابولیک" شود.

تنها زمان‌بندی وعده‌های غذایی نیست که مهم است، بلکه میزان غذایی که در هر وعده می‌خوریم نیز ظاهراً از اهمیت برخوردار است.

گردا پات، پژوهشگر تغذیه در کینگز کالج لندن، بر این موضوع که چطور نامرتبی روز به روز در ورودی انرژی در افراد، بر سلامت آنان در درازمدت تاثیر می‌گذارد، تحقیق می‌کند. او از مادربزرگش، همی تیمرمان، الهام گرفته است که نسبت به روتین خود بسیار سختگیر بوده است. او هر روز صبحانه را ۷ صبح، ناهار را ۱۲:۳۰ بعد از ظهر و شام را ۶ عصر می‌خورد. حتی زمان خوردن اسنکهایش هم غیر قابل تغییر بودند: قهوه در ساعت ۱۱:۳۰ صبح؛ چای در ساعت ۳ بعدازظهر. پات خیلی زود فهمید که وقتی که دیدن مادربزرگ می‌رود، شب ماندن اشتباه است. او می‌گوید: "اگر ۱۰ صبح بیدار می‌شدم، او باز هم اصرار می‌کرد که صبحانه بخورم و بعد هم بعد از یک ساعت قهوه و کلوچه می‌خوریم. "، اما او به صورت فزاینده، بیشتر متقاعد می‌شود که روتین سفت‌وسخت مادربزرگ به او کمک کرده بود تا ۹۵ سالگی از سلامت خوبی برخوردار باشد.

دلایل خوبی برای این موضوع وجود دارد. حساسیت ما به هورمون انسولین که به گلوکوزی که از خوراکی‌های که می‌خوریم دریافت می‌شود امکان می‌دهد تا وارد سلول‌های ما شود و به عنوان سوخت مصرف شود، در طول صبح بیشتر از شب است. وقتی که دیر غذا می‌خوریم (برخلاف همی تیمرمان)، گلوکوز مدت بیشتری در خونمان باقی می‌ماند که در درازمدت خطر ایجاد دیابت نوع ۲ را افزایش می‌دهد که در آن پانکراس دیگر انسولین کافی تولید نمی‌کند. این گلوکوز همچنین می‌تواند به بافت‌های دیگر، نظیر رگ‌های خونی یا اعصاب در چشم و پا آسیب بزند. در بدترین موارد، این امر می‌تواند به نابینایی یا قطع عضو منجر شود.

با استفاده از داده‌های بررسی ملی انگلستان که سلامت بیش ۵۰۰۰ نفر را برای بیش از ۷۰ سال تحت نظر داشته، پات دریافت که، افرادی که روتین غذایی نامنظم‌تر داشته‌اند، حتی با وجود اینکه در مجموع کالری کمتری مصرف می‌کردند، بیشتر در خطر ایجاد سندروم متابولیک قرار گرفته‌اند. این سندروم، مجموعه‌ای بیماری‌ها از جمله فشار خود بالا، بالا رفتن میزان قند خون، چربی اضافه دور کمر و میزان چربی و کلسترل غیرعادی در خون است که مجموعۀ آن‌ها در کنار هم خطر بیماری قلبی‌عروقی و دیابت نوع ۲ را افزایش می‌دهد.

با این تفاسیر، چه کاری باید در این مورد انجام دهیم؟ سعی برای داشتن نظم بیشتر در زمان خواب و وعده‌های غذایی شروع خوبی است، و آرمانیش این است که بدین ترتیب همۀ ساعت‌های ما بر یک اساس کار کنند. وقتی که پرده‌ها را کنار بزنیم و نور درخشان صبح را ببینیم، ساعت اصلی در مغزمان تنظیم مجدد می‌شود، در نتیجه وقتی که خیلی زود بعد از آن صبحانه بخوریم، این پیام که صبح شده به قدرت بیشتری به کبد و دستگاه گوارش ما می‌رسد. در نتیجه خوردن یک صبحانۀ خوب ممکن است برای اینکه ساعت‌های زیستی‌مان هماهنگ باشند، ضروری باشد.

در واقع، یک تحقیق تازه که ۱۸ فرد سالم و ۱۸ فرد مبتلا به دیابت نوع ۲ در آن شرکت داشته‌اند، نشان داده که گذشتن از خیر صبحانه باعث اختلال در ریتم زیستی در هر دو گروه می‌شود و همچنین زمانی که بالاخره غذا بخورند، میزان گلوکوز خونشان جهش بیشتری می‌کند.

با این حال، منظم کردن برنامه‌هایمان نباید به قیمت زدن از خوابمان باشد. اگرچه بعید است که هر از گاه دیر خوابیدن مشکلی ایجاد کند، باید در مجموع تلاش کنیم که زمانی به خواب برویم که به ما در تمام روز‌های هفته امکان داشتن خواب کافی را بدهد (میزان توصیه‌شده برای اغلب بزرگسالان هفت تا هشت ساعت است). در اینجا مسئلۀ قرارگیری در مقابل نور می‌تواند کمک کند. کم کردن نور لامپ‌ها در شب‌ها و بیشتر در معرض نور قرار گرفتن در طول روز، ثابت شده که می‌‍تواند زمان‌بندی ساعت اصلی در مغز را چندین ساعت ساعت به عقب جابه‌جا کند، و افراد را سرحالتر کند.

برخی رویکردی افراطی‌تر را تبلیغ می‌کنند که اساسش اجتناب از غذا‌ها به مدت حداقل ۱۲ ساعت، و در صورت امکان تا ۱۴ الی ۱۶ ساعت در شبهاست. در تحقیقی مهم که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد، پاندا و همکارانش یک گروه از موش‌ها را که در هر زمان از روز یا شب به غذا‌های چرب و شیرین دسترسی داشتند، با گروه دیگری که تنها در بازۀ هشت تا ۱۲ ساعته در طول "زمان روز"شان امکان مصرف این غذا‌ها را داشتند، مقایسه کردند. با وجود اینکه آن‌ها میزان مشابهی کالری مصرف می‌کردند، موش‌هایی که بازۀ تغذیۀشان محدودشده بود به نظر در مقابل بیماری‌هایی که در حال آمدن به سراغ گروه دیگر بود، نظیر چاقی، دیابت، بیماری قلبی و آسیب کبدی، ایمن بودند. علاوه بر این، وقتی که موش‌های مبتلا به این بیماری‌ها، تحت برنامۀ تغذیه‌ای محدودیت زمانی‌دار قرار گرفتند، دوباره خوب شدند.

پاندا اینطور توضیح می‌دهد: "تقریباً هر حیوانی، از جمله ما، در این سیاره با یک ریتم بسیار قوی ۲۴ ساعته در نور و تاریکی، و ریتم‌های متناظر در خوردن و نخوردن، تکامل یافته است. ما تصور می‌کنیم که از عملکرد‌های اصلی این چرخه‌ها این است که هر شب امکان ترمیم و نوسازی را فراهم کند. شما نمی‌توانید یک بزرگراه را وقتی که هنوز در آن رفت‌وآمد جریان دارد تعمیر کنید. "

آزمایش‌های انسانی در زمینۀ تغذیه با محدودیت زمانی، تازه در حال شروع است، اما برخی از نتایج اولیه، حداقل در برخی گروه‌های خاص، امیدوارکننده به نظر می‌رسد. برای مثال، وقتی که هشت مرد مبتلا به پیش‌دیابت به صورت تصادفی انتخاب شدند تا همۀ غذاهایشان را بین ساعت ۸ صبح تا ۳ بعدازظهر مصرف کنند، در مقایسه با زمانی که همان میزان غذا را در بازۀ ۱۲ ساعته مصرف می‌کردند، حساسیت ایشان به انسولین بهبود یافت و فشار خونشان به طور میانگین ۱۰-۱۱ نقطه کاهش داشت.

در حال حاضر اینکه معنای این موضوع برای باقی ما چیست، مشخص نیست، اما آن قول معروف که باید صبحانه را مثل شاهان بخورید، ناهار را مثل شاهزاده‌ها و شام را مثل بی‌نوایان، هیچوقت به این اندازه درست به نظر نرسیده است؛ و البته مسلماً باید در طول شب به کل دور یخچال را خط بکشید.   منبع: سیمرغ

مسافرین کلیپ تک‌خوانی یک زن در روستای ابیانه احضار شدند

حمله پادشاه عربستان به ایران و دعوت از سران عرب برای بررسی تنش در خلیج فارس| عربستان خواهان جنگ نیست| عادل الجبیر: عربستان دست‌هایش برای صلح به سوی همه دراز است

دستیاران ویلموتس در تیم ملی ایران مشخص شدند

منبع این خبر، وبسایت www.mehrnews.com است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۳۷۸۶۵۶۸ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

دیگر خبرها

  • شمار شهدا و زخمی‌های جنگ یمن از ۵۰ هزار نفر فراتر رفت/ مرگ بیش از ۷۰۰ هزار یمنی بر اثر بیماری و قحطی
  • 285 هزار راس دام در زنجان علیه بیماری های مشترک واکسینه شد
  • مشخص شدن مرگ ومیر مرال‌های پارک جنگلی تالش
  • فشار خون بالا، بیماری خاموش و تهدیدی برای قلب
  • شبهاي قدر، بهترين زمان مقبوليت توبه به درگاه خدا
  • انتقاد نوید محمدزاده از لباس برد پیت در کن
  • نوید محمدزاده با اشاره به لباس برد پیت در فستیوال کن: لباس پوشیدن در فوتوکال اینجوریست و همه جا رسمی نمی‌پوشن
  • غرب‌زدگان ما را از آن طرف مرزها نترسانند/ استانی شدن انتخابات عدالت انتخاباتی را زیر سوال می‌برد/آرایش جنگی دولتمردان متناسب با جنگ اقتصادی نیست/ جوانی ما در دوره مدیریت کسانی سپری شد که استادتمام فرصت‌سوزی هستند/ صداوسیما منبع درآمد ستاره، مربع‌ها و سلبر
  • غرب‌زدگان ما را از آن طرف مرزها نترسانند/ استانی شدن انتخابات عدالت انتخاباتی را زیر سوال می‌برد/آرایش جنگی دولتمردان متناسب با جنگ اقتصادی نیست/ جوانی ما در دوره مدیریت کسانی سپری شد که استادتمام فرصت‌سوزی هستند/
  • دیدار دانشجویان با رهبر انقلاب چه گذشت؟
  • تب کریمه کنگو درکمین گوشت خورها /انتقال بیماری همراه باگوسفندهای افغانستانی/ دامپزشکی پول کافی برای سمپاشی ندارد
  • مرگ سالیانه بیش از 1800 نفر در کهگیلویه و بویراحمد به علت بیماری‌های غیرواگیر
  • افزایش ۶.۷ درصدی مرگ و میر ناشی از حوادث جاده‌ای در سال ۹۷
  • دومین برد بسکتبال سه نفره در کاپ آسیا
  • ساخت ماهواره جدید دانشگاه امیرکبیر سه سال زمان می‌برد
  • بیماری‌ها غیر واگیر ۱۸۷۷ نفر را در کهگیلویه و بویراحمد به کام مرگ کشاند
  • خدمات رایگان ۸۴ مرکز درمان ناباروری/ بیماری‌های غیرواگیر عامل بیشتر مرگ و میر‌ها در کشور
  • میزان مرگ بر اثر فشار خون در ایران چقدر است؟
  • شیوع سه برابری بیماری فشارخون در کشور/کاهش 30 درصدی مرگ و میرها براثر فشار خون