به گزارش خبرنگار ایلنا، قسمت پایانی سریال پدر با یک اتفاق عجیب همراه بود؛ اتفاقی که بعد از پایان تیتراژ رخ داد. صدایی پخش شد که به نظر می‌رسید صدای حامد (شخصیت اصلی سریال با بازی سینا مهراد) است و واکنش بازیگر نقش لیلا (ریحانه پارسا) نیز این مسئله را تأیید می‌کرد.

عبارت «و این پایان نیست» نیز که در انتهای این قسمت نوشته شد این سؤال را مطرح می‌کند که آیا سازندگان سریال قرار است فصل بعدی آن را بسازند؟

پخش سریال «پدر» به تهیه کنندگی و نویسندگی حامد عنقا و کارگردانی بهرنگ توفیقی از دوشنبه بیست و پنجم تیر آغاز شد.

مهدی سلطانی، لعیا زنگنه، سینا مهراد، مسعود فروتن، نیما رییسی، مجید مشیری، کاوه خداشناس، اکبر رحمتی، مژگان ترانه، الهام طهموری، ساناز طاری، شهاب مهربان، مهتاب شیروانی، پوریا سلطانزاده، سیدحسام میثاق و بیژن امکانیان و با معرفی ریحانه پارسا در نقش لیلا بازیگران این سریال بودند.

انتهای  قسمت پایانی سریال پدر را می‌توانید در  پایین خبر مشاهده کنید:

حجم ویدئو: 6.57M | زمان ویدئو: 00:02:16 دانلود فایل ویدئویی

منبع: ایلنا

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت www.ilnanews.com دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت www.ilnanews.com بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۳۷۸۷۹۵۲ را به همراه موضوع به آدرس info@khabarban.com ارسال فرمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

راه‌حل وزیر راه برای گرانی مسکن: خانه گران نخرید تا ارزان شود| خود مردم باید مانع افزایش قیمت شوند!

روحانی: با معترضان آمریکایی همدردی می‌کنیم/ تکیه‌کردن به انجیل برای قتل مردم شرم‌آور است/شاهد ظلم به سیاهپوستان هستیم

تعداد کشته‌های حوادث آبان ۲۳۰ نفر اعلام شد| ۲۰۰۰نفر مجروح شدند| جان‌باختگان چه کسانی بودند؟

عملکرد مسئولان ایران و آمریکا در مواجهه با اعتراضات مردمی چگونه بود؟

شاهزاده عربستانی در انگلیس نمی‌تواند تیم‌داری کند

خبر بعدی:

شاعری که به جای همه ما از پلیس وهابی سیلی خورد

نویسنده «خال سیاه عربی» چهار نقش دارد؛ قصه‌نویس است از کودکی‌ها و نوجوانی‌هایش؛ شاعر است در ارائه تصاویری عطرآگین از زیارت؛ گزارشگر است از خدمه بی‌ادعای حج و زائر و دلداده خدا و رسول و اهل‌بیتش؛ با داغ‌ها و دلتنگی‌هایی که هر کدامشان روضه‌هایی گریزدار به صحرای کربلایند.

خبرگزاری فارس ـ گروه فرهنگ ـ حمید محمدی محمدی: آخرین باری که سفرنامه خواندم و خوشم آمد، «جانستان کابلستان» رضا امیرخانی بود. بعد از آن، تقریباً هیچ نوشته‌ای که اسمش سفرنامه باشد، بهم نچسبید. شاید با هیچ کدامشان نتوانستم خودم را در جریان سیال سفر ببینم.

«خال سیاه عربی» حامد عسکری را به چند دلیل دست گرفتم. رفاقت ویژه‌ای با او ندارم و در حد سلام و علیکی هم‌دیگر را می‌شناسیم. البته سه سال قبل، چند ساعتی پیش از اختتامیه یکی از جشنواره‌های ادبی مملکت، در یک اتاق هتل چه می‌دانم چی تبریز، هم‌اتاق بودیم. به نظرم با این‌که خیلی اجتماعی و رفیق‌باز است، یک وَر درونگرا هم دارد که دکمه‌اش دست خود حامد است. هر جوری بخواهد باشد، شیفت می‌کند روی آن ور. 

نگفتم «خال سیاه عربی» را برای چی دست گرفتم. اول، هر حج‌رفته‌ای وقتی سفرنامه حج می‌بیند، دلش غنج می‌رود که با مکتوب یک نفر دیگر، خاطرات خودش را زنده کند. دلیل دومش این بود که فکر می‌کردم همه منتشرات او در اینستاگرام را یک‌جا می‌بینم و عکس و فیلم‌های او با متن‌هایش از سفر حج کامل می‌شود. می‌دانستم که او با کلمه بیش‌تر دلبری می‌کند.

راوی کتاب، بازمانده یکی از هولناک‌ترین حوادث معاصر است. شاید زلزله بم، فقط پدربزرگ او را برده باشد، اما شاعری که دلش زخم‌دار مرگ هزاران عزیز است، کلماتی سوگ‌ناک و داغ‌دار در همیان نویسندگی‌اش دارد و چه بهتر که کسی سفر به قبله را با آن کلمات روایت کند؟

«خال سیاه عربی» فقط یک سفرنامه نیست؛ مثل آن‌ها که از لحظات خداحافظی با خویشان شروع می‌شوند یا نویسنده با خیز هواپیما از باند فرودگاه امام (ره)، تیک‌آف می‌کند. حتی از لاخ لاخ قبل از اذان هم شروع نشده. کلی قرآن خوانده برای ما و چه صوت جمیلی دارد این قاری!

سفر به کعبه از گردن‌آویز مادری شروع می‌شود که مشق‌های جامانده پسرش را می‌نویسد و دعای نوجوانش را به اجابت می‌رساند. بعدها همین پسر، حج را از حرم دردانه ابی‌عبدالله (ع) می‌گیرد؛ نه خودش البته. بقیه‌اش را بروید بخوانید و کیف کنید.

برای من که حج را ۱۳ سال قبل تجربه کرده‌ام و در این سال‌ها حتی یک سفرنامه چفت و بست‌دار و شش‌دانگ نخوانده‌ام و البته خودم هم با تن‌آسایی و تنبلی، ۴۲ روز قدم زدن در کوچه‌های مدینه و مکه و بازگشت به شهر پیامبر را قلمی نکرده‌ام، «خال سیاه عربی» اثری خواندنی است. حامد عسکری اراده نکرده که از یک مأموریت گزارش بدهد. او رفته که در تیم مستندسازان حج ایفای نقش کند، اما حتی یک خط درباره کار و بارش در سفر نمی‌نویسد. او تنهاست و خواننده را به این تنهایی لذیذ، راه می‌دهد. با او پیاده از مدینه به کوه احد و زیارت حضرت حمزه سیدالشهدا (ع) می‌روید، بقیع را با او گریه می‌کنید، به مسجد شیعیان در شارع علی‌بن ابی‌طالب (ع) می‌روید و کنار شیعیان غریب مدینه، قامت می‌بندید و در کشف جزییات زیارت مسجد ذوقبلتین با نویسنده شریک می‌شوید.

وقتی حامد عسکری در زیرزمین بقیع، زیر دست شرطه ملعون وهابی، صورتش سرخ می‌شود، شما هم گونه سیلی‌خورده‌تان را با دست مالش می‌دهید و به رسول خوبی‌ها شکایت می‌برید.

گفتم که نویسنده کتاب، با همه هست و با هیچ کس نیست. از آشنایان من و شما در کتابش بارها اسم می‌برد و یادشان می‌کند؛ از حاج علی انسانی، از حاج جواد حیدری و از «حیدر» که نمی‌دانم خمسه است یا توکل ـ که هر کدامشان باشند، عطری دارد نفس‌هایشان.

عسکری در این کتاب، چهار نقش دارد که در همه آن‌ها خوب بوده است؛ قصه‌نویس است از کودکی‌ها و نوجوانی‌هایش؛ شاعر است در ارائه تصاویری عطرآگین از زیارت و مناسک حج؛ گزارشگر است از خدمه بی‌ادعای حج در بیمارستان ایرانیان و آشپزخانه حجاج و از همه مهم‌تر، زائر است؛ حاجی است و دلداده خدا و رسول و اهل‌بیتش؛ با داغ‌ها و دلتنگی‌هایی که هر کدامشان روضه‌هایی مکشوف و نامکشوف و گریزدار به صحرای کربلا و ماجرای عطش و اسارت‌اند. من همه چهار نقشش را دوست دارم.

«خال سیاه عربی» را وقتی می‌خوانم، آن روحانی بلندقد و هم‌نام نویسنده را خوب می‌شناسم. شیخ یزدی، تاریخ مکه و مدینه را مثل کتاب فارسی اول دبستان از حفظ است و برای قدم قدم محله‌های این دو شهر عزیز، حرف دارد. وقتی حامد را به «حی‌الشهداء» برد و داستان فخ را برایش تعریف کرد، یاد آن روز افتادم که با همین شیخ به زیارت دوره رفتیم و وقتی به مزار شهدای فخ رسیدیم، یک دل سیر گریه کردیم.

«خال سیاه عربی» را که می‌خوانم و می‌بینم که یک راننده شیعه به پست نویسنده‌اش خورده، یاد آن جوانک افغانستانی می‌افتم که وقتی کاپشن ۱۲۰ ریالی را بی‌چک و چانه به ۹۰ ریال سعودی به من فروخت، آرام و هراسناک کنار گوشم گفت: به جای ۳۰ ریالش، یک سلام به نیابت من به آقا امام رضا (ع) بده.

سفرنامه حج حامد عسکری، آن‌قدر خواندنی هست که چشم بپوشیم بر مقایسه شیخ وهابی و کلید مسجدالنبی (ص) با شیخی که رئیس‌جمهور است و ادعا می‌کرد کلیدش هر قفلی را باز خواهد کرد! به نظرم، سال‌ها بعد، شاید مردم یادشان نیاید که کسی گفته بود: «اوووون چنان رونق اقتصادی ایجاد کنم که....» کنایه زدن به سیاسیون، حتی اگر با زبان طنز و قلم نمکین حامد عسکری هم باشد، با تاریخ رنگ می‌بازد.

من که هرچه گشتم، تاریخی برای نگارش کتاب نیافتم. نمی‌دانم شاید متوجه نشده‌ام که نویسنده آیا معلوم کرده کدام سال، مسافر قبله بوده یا نه. البته پیداست که این روایت، متعلق به سال‌های بعد از فاجعه مناست.

کتاب را انتشارات امیرکبیر در ۲۳۷ صفحه منتشر کرده و چاپ پنجم آن، ۳۵ هزار تومان قیمت خورده است.

انتهای پیام/

دیگر خبرها

  • توضیحات کارگردان «بچه مهندس» درباره تیتراژ قسمت آخر
  • 3 کاربرد عجیب و جالب هلی شات که نمی دانستید!
  • چند ساعت با آقای معاون در انتهای شهر، «بلوک 13»/ ماجرای عشق و اعتیاد در پایین‌تر از سطح زمین+فیلم
  • اعلام نتایج مسابقه «خونه مونی»/ پخش قسمت آخر امشب
  • توضیح درباره پخش صدای لیلا فروهر از تلویزیون
  • «چپ، راست» گزینه اصلی سینمای کمدی بعد از بازگشایی سینماها
  • رهبر انقلاب: در ازدواج، اصل قضیه محبّت است
  • قصاص پدر؟ چرا باید در جوزدگی کیفری قرار بگیریم؟
  • «چپ و راست» اولین گزینه سینمای کمدی بعد از بازگشایی سینماها
  • توضیح درباره پخش صدای لیلا فروهر از تلویزیون (فیلم)
  • تلاش کشاورزان آملی به ثمر نشست
  • ریحانه سبز دوست محیط زیست
  • دزدی که سبب نجات جان یک خانواده شد
  • حامد عسگری: نمی‌خواستم شبیه بقیه باشم
  • چالش خامس با بازگشت لالیگا / زیدان به ستاره کلمبیایی بازی می دهد؟
  • گزارش| دختر نوجوانی که‌کارآفرین‌ شد / ساخت بدلیجات در کارگاهی کوچک + فیلم
  • در ازدواج، اصل قضیه محبّت است
  • صدای لیلا فروهر روی آنتن شبکه دو! + فیلم
  • زنده گیری دو حلقه مار توسط آتش نشانان