صابر خراسانی می‌گوید احترام به پدر و مادر و عنایت حضرت رضا (ع) من را وارد این مسیر کرد. ۲۳ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۲:۳۶ فرهنگی ادبیات و نشر قرآن و عترت نظرات

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، پانزدهمین جلسه از محفل شعر «قرار» با حضور صابر خراسانی، فضه سادات‌حسینی، حسین صیامی و جمعی از شاعران جوان در محل باشگاه خبرنگاران تسنیم برگزار شد.

این جلسه که طبق روال هر ماه در خبرگزاری تسنیم برگزار می‌شود با استقبال شاعران جوان و بر اساس زمان از پیش اعلام شده آغاز شد. در ابتدا مجری فضه‌سادات حسینی با صابر خراسانی به گفتگو نشست که در ادامه با هم می‌خوانیم:

* آقای خراسانی چه شد به این جایگاه رسید؟

هر کسی در زندگی به هر جایی می رسد این حاصل ده پانزده سال کارکردن حقیر است یکی دعاهای پدر و مادر است یک روز من جایی مجری بودم  به آقای موید گفتم شاعر باید چه کار کند تا اینگونه شعر بگوید گفت باید به پدر و مادرش احترام بگذارد گفتم چه کار کنیم طبعمان روان شود گفت بروید زیارت امام رضا آن روز من گفتم مگر می شود آدم به پدر و مادرش احترام بگذارد و شاعر بشود امروز می گویم که می شود آدم به پدر و مادرش احترام بگذارد و شاعر شود می شود به پدر و مادرش احترام بگذارد بی سواد باشد و خدا به او سواد دهد می شود آدم به پدر و مادرش احترام بگذارد زیارت امام رضا برود و صاحب هیچی نباشد و امام رضا صاحب همه چیزش کند.

*پس شما جایگاه امروزتان را مدیون دعای پدر و مادرتان هستید؟

بله حضرت امام رضا (ع) و دعای پدر و مادر البته الان چند کیلومتر از من دور هستند و مشهد هستند همین الان وقتی صحبت می‌کنم با آنها اول دعایم می کنند.

* دعا می‌کردند که شاعر شوید؟

خیر، من صنایع فلز خواندم در هنرستان سید جمال مشهد بعد هم تولیدی پوشاک داشتم الان هم شعر می خوانم هر کسی توانست این معادله را حل کند به جز دعای پدر و مادر و حضرت رضا(ع) من در برابر او تسلیم می شوم.

*متولد چه سالی هستید و درحال حاضر تهران سکونت می کنید؟

متولد مردادماه 1356 هستم  تا سال 79 مشهد بودم و در حال حاضر تهران زندگی می کنم.

*چه شد که آمدید تهران ؟

من کار پوشاک بودم در تهران کاری به من پیشنهاد شد که در حوزه پوشاک بود.

من مدیر کارخانه ای بودم اینجا و بعد از مدتی هم در تهران و هم در اسلامشهر در کارخانه ای که نزدیک به سیصد نفر پرسنل داشت و کم سن و سال بودم 23-24 سال داشتم ولی چون در کارم تبهر داشتم سرمایه گذار من را به عنوان مدیر کارخانه انتخاب کرد و یک مدتی آنجا مشغول بودم.

*یعنی به خاطر کاری که خواستید انجام بدهید آمدید تهران؟

بله اصلا به خاطر شعر نیامدم و اصلا با فضای مذهبی آشنا نبودم من در قبل از این دوران چیزی از هیئت و اینها در ذهنم نیست مثلا پدرم من را می برد کلاس قرآن و جلسات قدیم هم این طوری بود.

* پس چه شد که با هیئت گره خوردید؟

ما خانواده هیئتی نبودیم یعنی پدرمان ما را هیئت نمی برد مثلا ما تنها عزاداری که می کردیم روز تاسوعا و عاشورا بود که پدرمان ما را می برد حرم حضرت موسی الرضا و کار ما هم فضایی بود که کاملا با فضای مذهبی فاصله داشت این فضایی بود که من قبل از اینکه وارد شعر شوم داشتم سال 79 آمدم تهران تا اوایل 81-82 به مشهد برگشتم.

*چرا کار در اینجا به شکست خورد؟

خیر وضع مالی من خیلی خوب بود و برگشتم مشهد که ادامه کارم را انجام بدهم که اتفاقاتی که در تهران افتاده بود در آن یکی دو سال من را دوباره برگرداند تهران

*آن اتفاقاتی که مربوط به حوزه شعر است برای ما بگویید.

من در سن 17 سالگی قبل از اینکه سربازی بروم ازدواج کردم یعنی اصلا من به عاشقی نرسیدم از زندگی خودم بسیار راضی هستم و دخترم همسن شماست و از زندگی راضی هستم صدقه سری حضرت رضا و دعای پدر و مادرم . سال 82 رفتم و یک سالی در مشهد بودم و نتوانستم دوام بیاورم به خاطر جوی که در تهران زندگی می کردم هم فرهنگی هم شرایطی که جامعه تهران دارد برگشتم تهران . در این یک سالی که رفتم مشهد اتفاقی به  یک فضای مذهبی برخوردم یعنی آشنا شدم با بچه های هیئتی و خیلی دوست داشتم بخوانم و حتی در این یک سال یک سال و نیم که در مشهد بودم شروع کردم به مداحی کردن حتی در هیئت هم و دوستی پیدا کردم که مداح بود و با من رفیق شد و برگشتم تهران که کارم را ادامه بدهم چون علاقه پیدا کرده بودم با این فضا و با آن طیف آشنا شده بودم اجازه بدهید خلاصه بگویم دوست ندارم نگاه بعضی ها نسبت به بعضی چیزها عوض شود با یکی آشنا شدم آن موقع رسم بود شب ها می رفتند بهشت زهرا با یکی از بچه ها در این فضای مذهبی آشنا شدیم گفت که برویم بهشت زهرا ما شهرستانی ها می گوییم که شب بد است در قبرستان رفتن و این یک اعتقاد است گفت نه اینجا اینطوری نیست رفتیم دیدیم چه خبر است یک بنده خدایی آنجا بود و دوست من او را می شناخت با او گپ زدیم گفت دفعه اول است می آیی بهشت زهرا گفتم بله گفت برو فلانجا بشین ولی دست خالی نرو در همان قطعه شهدا بودیم گفت دفعه اول می آیی حاجت می گیری من نمی دانم و نمی توانم بگویم برای چه ولی خیلی دلگیر بودم و بهم ریخته بودم و فقط همین قدر بگویم که آن شب وقتی آمدم خانه مان شعر گفتم اصلا نمی فهمیدم که شعر است وارد بهشت شدم عجب حال و هوایی شعر نیست منظور چیزی که گفتم باز دارم خواب می بینم انگار در کرب و بلام  یک طرف عجب سکوتی حتما یک حکمت صدا از آسمان حتما شهید همت است و دومین شعری که گفتم برای شهدا و سومین کاری را برای عقیله بنی هاشم چون با طیف فضای شعرا آشنا نبودم نمی فهمیدم که شعر می گویم واقعا نمی دانستم که شعر است چون علاقه ای از قبل در من وجود نداشت.

 

گزارش پانزدهمین محفل شعر قرار

* خواندن اشعار به سبک مرحوم آقاسی باعث شهرت شما شد؟

من مرحوم آقای آقاسی را اصلا ندیده بودم و اصلا نمی شناختم ایشان را بیشتر یک بار در تلویزیون ایشان را دیدم.

*یعنی این شباهت اتفاقی بود؟

من نمی شناختم ایشان را و وقتی آمدم تهران ایشان فوت کرده بود.

*از عنایت حضرت رضا برایمان گفتین میتوانید بیشتر توضیح دهید؟

 این در خود من تفسیر شد امام رضا (ع) تغییر داد من وارد این فضا شدم و در یک سال با تیمی آشنا شدم که چون قم بودند آقا حمید برقعی آقا سیدجواد شرافت آقای سید محمد جوادی آقای زمانی و جوانترهایشان تازه شروع کرده بودند یعنی یکی دو سالی بود که کار شعر می کردند مشهور نبودند مثلا حمید چند سال بعد در بیت خواند و آن کار طوفان واژه ها را خواند و این رفقا را در حرم امام رضا دیدمشان اینها در صحن گوهرشاد نشسته بودند من را تک و توک می شناختند صدایم کردند که بیا در جمع ما و شعر بخوان و اولین حرفی که آنجا به من زد که نمی گویم چه کسی بوده گفت مثل خودت شعر بخوان برای چه مثل آقاسی شعر می خوانی. من وقتی با تلفن با مردم صحبت می کردم می گفتند این چه صدایی است که تو داری اما وقتی برای اهل بیت شعر خواندم مردم گفتند چه صدایی دارد اصلا من دچار دوگانگی شده بودم که بالاخره صدای من خوب است یا بد است و کم کم برای رفقا می خواندم و آنها می گفتند خوب می خوانی و با آن جمع هم آشنا شدم و هر هفته می رفتم قم به خاطر علاقه ای که در این فضاها برایم ایجاد شده بود.  شاید ساعت ها درب منزل حمید برقعی در ماشین می نشستیم و درباره شعر بحث می کردیم و با این طیف با جمع های دیگر آشنا شدیم و بعد با بچه های تهران آشنا شدیم در بیت العباس جلسه شعری بود با دوستان دیگر ارتباط پیدا کردیم و زبانم تغییر کرد یک سالی نتوانستم شعر بگویم تا زبانم تغییر کرد آنهم به خاطر همنشینی با دوستان خوبی بود مثل اقای حسین رستمی که از شعرای خوب کشور هستند و آقای حامد خاکی اینها خیلی زحمت کشیدند در همین سال های پیش هم همیشه باهم بودیم و من هر چه می گفتم آنها غلط کار من را می گرفتند و از نظر سن و سال از من کمتر بودند ولی ابایی نداشتم و دوست داشتم که حالا که موهبتی خدا به من داشته خودم هم تلاش کنم .

*غیر از این محافل و همنشینی با اهالی ادب اهل کتاب و مطالعه هم بودید؟

من حالم از کتاب بهم می خورد درحال حاضر بدون کتاب نمی توانم زندگی کنم زمانی مثلا سه تا کتاب را با هم می خوانم بعد از یک مدتی که گذشت دغدغه من به سمت شعرخوانی رفت .

*درباره این لباسهای خاصی که می پوشید برایمان بگویید.

من یک لباسی اول دوختم مثل لباسهایی که برای خودم شروع کردم به طراحی کردن لباسی طراحی کردم مثل لباسی که مداح ها می پوشند این لباس ها معمولا پاکستانی است مچ دارد آستینش و چهارتا جیب رو دارد مداح ها زمانی می پوشیدند این ها را از عراق و پاکستان برای آن سمت است آورده بودند عراق و کربلا و سوریه و مداح ها می خریدند من از روی این لباس برداشتی کردم و به این پی بردم که هر کسی باید زبان و لباسش گویای کاری که انجام می دهد باشد چون اعتقاد داشتم به اینکه مداح همان پالتوی بلند را بپوشد چون اینگونه بود مخصوصا در شهر ما چون دیده می شد و مردم به او التماس دعا می گفتند خادم امام رضا لباسش مشخص است احساس کردم شعرخوان اهل بیت باید لباس مشخصه ای داشته باشد این لباسی که در حال حاضر می پوشم خیلی تغییرات کرد یک مدل دیگری بود رفقا می گویند که تو عجولی قبل از اینکه کتت تمام شود از خیاطی می گیری شاید چهار پنج تا مدل به آن خورد تا این شد که الان من می پوشم یک بار یک خانم مسیحی برای من لباسی طراحی کرد یک لباسی که همه اش زیارت عاشوراست آستینای گشادی داشت یک جلیقه ای و حتی دعای زیارت عاشورا را خودش نوشت بعد دیدم این قداست دارد بخواهی جایی بروی نمی توانی از آن دوری کردم ولی الان تقریبا به یک شکل و فرمی رسیدم و الان می بینم که خیلی ها می پوشند.

* فکر می کنم که شما یک برندی را رونمایی کرده بودید لباس خودتان بود یعنی می خواستید این را منتشر کنید بقیه هم استفاده کنند.

دوست داشتم برای من باشد ولی وقتی از یک پروسه ای گذشت و الان می بینم بعضی از خواننده های معروف از این لباس ها می پوشند.

* آقای خراسانی اولین جلسه شعری که خواندید و خیلی در ذهنتان مانده چه بود؟

نمی دانم ولی من اولین شعری که خواندم نزد آقای مجاهدی آن موقع فکر می کردم خیلی دارم شعر می گویم اولین بیتی که خواندم در آن جلسه خصوصی که ایشان در منزلش داشت گفت به به و آن کلمه من را تا امروز آورد حتی خوب نبود و خودم می دانم که خوب نبود ولی وقتی یک بزرگتر به من گفت به به من آنجا ذوق کردم که بروم کار کنم و زحمت بکشم ولی اولین اتفاقی که در زندگی من افتاد که اینگونه شد نمی دانم چون برای من اوایل خیلی دوست داشتم که کارم دیده شود ولی بعد چیزهای دیگر برایم مهم شد.

*در پایان برایمان شعر می خوانید؟

بله حتماً

این غزل را محمد حسین ملکیان سروده است.

چیزی نمانده خاطرم از نان مادرم

چیزی به‌غیر تاول دستان مادرم

تنها اتاق خلوت رؤیای کودکی...

شاهانه بود چادر ارزان مادرم

قایم که می‌شدیم کسی کارمان نداشت

در چادر گرفته به‌دندان مادرم

وقتی که از زمین و زمان خسته می‌شدیم

سر می‌گذاشتیم به دامان مادرم

اقساط ماهیانه بابای کارگر

کم بود در مقابل ایمان مادرم

غیر از دعا به حال من و خواهران من

چیزی نبود در تب و هذیان مادرم

یادش به‌خیر... شانه به موهام می‌کشید

قربان گیسوان پریشان مادرم

یک سفره پر از برکت پهن کرده‌ام

با پول تانخورده قرآن مادرم

هرگز قسم به جان عزیزش نخورده‌ام

دلتنگ مادرم شده‌ام... جان مادرم

کو شانه‌ای که سر بگذارم به‌روی آن

حالا که آمده‌ست سر شانه مادرم

از روزگار درس فراوان گرفته‌ام

اما هنوز طفل دبستان مادرم

وقتی که از زمین و زمان خسته می‌شدیم

سر می‌گذاشتیم به دامان مادرم

انتهای پیام/

پانزدهمین محفل شعر قرار با حضور صابر خراسانی و فضه سادات حسینیصابر خراسانیپانزدهمین محفل شعر قرار با حضور صابر خراسانی و فضه سادات حسینیپانزدهمین محفل شعر قرار با حضور صابر خراسانی و فضه سادات حسینیپانزدهمین محفل شعر قرار با حضور صابر خراسانی و فضه سادات حسینیپانزدهمین محفل شعر قرار با حضور صابر خراسانی و فضه سادات حسینیپانزدهمین محفل شعر قرار با حضور صابر خراسانی و فضه سادات حسینیمحمد مبشریصابرخراسانی؛ از تولیدی پوشاک تا عنایت حضرت رضا (ع) در محفل شعر قرار+ عکس و فیلمپانزدهمین محفل شعر قرار با حضور صابر خراسانی و فضه سادات حسینیپانزدهمین محفل شعر قرار با حضور صابر خراسانی و فضه سادات حسینیمحمد مهدی احمدیپانزدهمین محفل شعر قرار با حضور صابر خراسانی و فضه سادات حسینیرضا قاسمیپانزدهمین محفل شعر قرار با حضور صابر خراسانی و فضه سادات حسینیمحمد میرزاییپروانه علی‌پور اصلمجتبی خرسندیپانزدهمین محفل شعر قرار با حضور صابر خراسانی و فضه سادات حسینیپانزدهمین محفل شعر قرار با حضور صابر خراسانی و فضه سادات حسینیقاسم قاسمیپانزدهمین محفل شعر قرار با حضور صابر خراسانی و فضه سادات حسینیحسین خیریانپانزدهمین محفل شعر قرار با حضور صابر خراسانی و فضه سادات حسینیسجاد شاکریپانزدهمین محفل شعر قرار با حضور صابر خراسانی و فضه سادات حسینیپانزدهمین محفل شعر قرار با حضور صابر خراسانی و فضه سادات حسینیپانزدهمین محفل شعر قرار با حضور صابر خراسانی و فضه سادات حسینیپانزدهمین محفل شعر قرار با حضور صابر خراسانی و فضه سادات حسینیپانزدهمین محفل شعر قرار با حضور صابر خراسانی و فضه سادات حسینیپانزدهمین محفل شعر قرار با حضور صابر خراسانی و فضه سادات حسینی R1386/P1439/S4,35,37/CT13 پیوست گزارش پانزدهمین محفل شعر قرار واژه های کاربردی مرتبط شعر آیینی محفل شعر قرار

منبع: تسنیم

مطالب پیشنهادی:
خبر بعدی:

هنر و شعر آئینی ابزاری برای تحقق رسالت‌های الهی و دینی است

به گزارش خبرنگار مهرف آیت‌الله عبدالکریم عابدینی صبح یکشنبه در دیدار جمعی از شاعران آئینی و مداحان اهل بیت (ع) استان قزوین که به مناسبت ماه مبارک رمضان برگزار شد، اظهار کرد: همان گونه که قرائت یک آیه قرآن در ماه مبارک رمضان برابر ختم قرآن است و نمازی که به جای آورده می‌شود هفتاد برابر ثواب دارد، مسائل معنوی، عرفانی و شعر حکیمانه نیز در این فضا ارزش و اهمیت ویژه‌ای دارد.

وی تصریح کرد: ما به عنوان پیروان قرآن کریم، اهل بیت (ع) و کسانی که عقبه‌ای بسیار نورانی و میراث غیر قابل وصف داریم، باید فضای ادبیات، شعر و هنرمان نیز با جلوه‌های متنوعی که دارد، با همه جای عالم متفاوت باشد.

امام جمعه قزوین با بیان اینکه هنر ظرفی است که برای مظروف وسیله محسوب می‌شود، خاطرنشان کرد: شاید در بسیاری از ملل چیزی که برای مظروف در نظر می‌گیرند، ارزشمند نباشد و بخاطر همین است که شعر و ادبیاتشان جان مایه شعر اهل بیتی، قرآنی و آئینی را ندارد.

نماینده ولی فقیه در استان قزوین بیان کرد: ما بخاطر مظروف‌های نابی که داریم و در ظرف شعر، هنر و ادب قرار می‌گیرند، صاحب هنر برجسته و شاخص هستیم و شعرمان اثرگذاری بیشتری پیدا می‌کند و با سایر ملل قابل مقایسه نیست.

وی در ادامه به بیان برخی از مظروف‌ها پرداخت و ابراز کرد: عبادت یکی از مظروف‌هایی است که در قالب ادبیات، هنر و شعر جا پیدا می‌کند و همه اینها وسیله‌ای است تا عبادت خود را نشان دهد و خداوند نیز می‌فرماید ما جن و انس را برای عبادت خلق کرده‌ایم.

آیت‌الله عابدینی عنوان کرد: ما هنر را برای هنر و یا شعر را برای شعر نمی‌خواهیم چرا که هدف خلقت جن و انس عبادت است و هنر و شعر ابزاری است که انسان را در مسیر تحقق رسالت والای الهی و دینی قرار می‌دهد.

امام جمعه قزوین ادامه داد: وقتی دنبال عبادت رفتیم، ظرفیتمان کامل می‌شود و قلب متزلزل، ظرف یقین می‌شود و حال اگر کسی که با یقین تفکر کند، شعر بگوید و قلم بزند کارش بسیار ارزشمند و اثرگذار می‌شود.

وی تقوا را یکی دیگر از مظروف‌ها برشمرد و گفت: خدا درباره عبادت می‌فرماید، عبادت انسان را به تقوا می‌رساند و روزه نیز یکی از عبادت‌های بسیار ویژه و خاصی است که انسان را در مسیر تقوا قرار می‌دهد و باید از ظرفیت‌های شعر و ادب برای رسیدن به تقوا بهره ببریم.

نماینده ولی فقیه در استان قزوین افزود: خدای متعال می‌فرماید ای کسانی که ایمان آورده‌اید اگر به تقوا برسید خداوند شخصیت شما را عظمت می‌بخشد و صاحب فرقان و قدرت تشخیص می‌شوید و در این شرایط انسان درک بالایی از هنر، شعر و ادب پیدا می‌کنید و هر چه تقوا بیشتر باشد، دقت در تشخیص بیشتر می‌شود.

آیت‌الله عابدینی اظهار کرد: خداوند در قرآن می‌فرماید کسانی که تقوا در وجودشان نفوذ می‌کند و جانشان به نور تقوا منوّر می‌شود، وقتی شیطانی می‌آید تا بر آنها نفوذ کند متوجه می‌شوند چرا که از بصیرت بسیار بالایی برخوردار هستند.

وی ذکر را یکی دیگر از ظرف‌هایی عنوان کرد که باید از مظروف شعر برای رسیدن به آن استفاده کنیم و تصریح کرد: امام علی (ع) می‌فرمایند هر بلایی به سر دل‌ها و قلب‌های انسان آمده است، با ذکر جلا پیدا می‌کند و اگر دل خود را جلا دادید گوش‌هایتان شنوا، چشم‌هایتان بینا و دل‌هایتان مطیع می‌شود و خدا می‌گوید آیا وقت آن نرسیده است کسی که ایمان آورده دلش با یاد خدا خاشع شود!؟

امام جمعه قزوین بیان کرد: «فضیل بن عیاض» به مرحله‌ای رسیده بود که پس از شنیدن این آیه شریفه به خداوند فرمود چرا وقت آن رسیده است که من خاشع و مطیع شوم و پس از آن مسیر زندگی خود را تغییر داد و از رستگاران شد.

وی با بیان اینکه ماه مبارک رمضان، حج و آیات قرآن از جمله مظروف‌های دیگر است، ابراز کرد: استفاده از این مظروف‌ها نیازمند ظرفیت است و با شرح صدر می‌توانیم در خودمان ظرفیت ایجاد کنیم. امام علی (ع) فرمودند دل انسان ظرف است و آن کسی که گنجایش بیشتری دارد، قیمت بیشتری هم دارد.

آیت‌الله عابدینی خاطرنشان کرد: ظرف‌های مادی با مظروف‌ها پر می‌شوند چرا که گنجایش محدودی دارند اما اگر مظروف قرآن، ولایت اهل بیت (ع)، روزه، نماز، عبادت و ذکر باشد گنجایش ظرف را بیشتر می‌کند و انسان به شرح صدر می‌رسد.

امام جمعه قزوین با تأکید بر استفاده حداکثری از ظرف‌ها، ابراز کرد: در روایات آمده است هر کس چهل روز خود را برای خدا خالص گرداند، چشمه‌های حکمت از قلب و درونش می‌جوشد و بر زبانش جاری می‌شود و اگر از این ظرف‌ها به نحو شایسته استفاده کنیم، به این جایگاه می‌رسیم.

کد خبر 4620468

پوتین: در صورت خروج تهران از برجام تمام کشورها ایران را مقصر می‌دانند| کاری از دست اروپایی‌ها برای نجات برجام برنمی‎آید| از ایران خواستیم که علی‌رغم اقدامات آمریکا در برجام بماند| روسیه آمده میانجی‌گری است| روسیه آتش‌نشانی نیست

اعتراض فرزند شهید مطهری به ماجرای برنامه نود، پرونده قاری معروف و ساسی مانکن؛ وقتی پرونده سعید طوسی را به آن شکل می‌بندید و برنامه ۹۰ را تعطیل می‌کنید، مردم لج می‌کنند

عوارض رابطه جنسی زیاد

منبع این خبر، وبسایت tn.ai است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۳۷۸۸۱۲۴ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

دیگر خبرها

  • مهرماه پایان مهلت ارسال آثار به یازدهمین جشنواره شعر و داستان شاهوار اعلام شد
  • یازدهمین جشنواره شعر و داستان شاهوار برگزار می‌شود
  • هنر و شعر ابزاری برای تحقق رسالت‌های الهی و دینی است
  • خدا را شکر مورد عنایت فرمانده کل قوا قرار گرفتم
  • رقابتی که دوزندگان کرمانشاه را تهدید می کند
  • سازمان دانش‌آموزی از دوخت روپوش مدارس درصد می گیرد!/ دارابی: پیگیری می کنیم
  • عصر شعر «ماه حُسن» با حضور شاعران آیینی در کرمانشاه برگزار شد
  • شعر آئینی ابزاری برای تحقق رسالت‌های الهی است
  • مجموعه‌شعر «بمب‌ها را باران کن» چاپ می‌شود
  • بالغ بر 3700 نفر در تولیدی های پوشاک استان کرمانشاه فعالیت دارند
  • عدم اجرای سند تحول بنیادین یعنی اجرای سند 2030
  • دلنوشته صابر ابر برای ایرج طهماسب
  • محفل شعر «صبح بهشت» برگزار می‌شود
  • بارالها عفت اندیشه عنایت کن/ 5 وجه عفت
  • نقش هنر هشتم در آگاهی بخشی به جامعه- فرزانه سادات مدنیون*
  • دلنوشته صابر ابر برای ایرج طهماسب: عمو ایرج بسازید، فیلم، سریال
  • پیشانی حرم مطهر رضوی خادمان حضرت رضا(ع) هستند
  • دلنوشته «صابر ابر» برای آقای مجری/عکس
  • دلنوشته صابر ابر برای ایرج طهماسب: عمو ایرج بسازید + عکس