انتشار خبر کشف محموله جنجالی پوشاک از ویلای یکی از وزرای دولت فعلی، پای شرکتی را به میان کشید که در سال‌های اخیر توسط آقای وزیر و دخترش تأسیس شده است؛ شرکتی چند میلیاردی که آقای وزیر رئیس هیئت مدیره آن و دخترش مدیر عامل آن است.

به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، چند روز پیش بود که خبرگزاری تسنیم در خبری اختصاصی از کشف محموله بزرگ پوشاک مظنون به قاچاق در ویلای یکی از وزرای دولت فعلی خبر داد. خبری که انتشارش باعث شد تا تماس‌های متعددی از سوی برخی نهادهای دولتی با این خبرگزاری و خبرنگاران آن گرفته شود تا جزئیاتی از آن را مطلع شوند.

روز بعد از انتشار خبر کشف محموله جنجالی از ویلای آقای وزیر در لواسانات، حجةالاسلام غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضائیه نیز با تأیید این خبر در تشریح جزئیات بیشتری از کشف این محموله گفت: «سه‌شنبه یا چهارشنبه هفته گذشته نیروی انتظامی گزارش مفصلی درباره ورود محموله‌های متعدد مظنون به قاچاق به مرجع قضایی لواسانات ارائه داد که براساس این گزارش قاضی مربوطه دستور به بازرسی از ویلای مذکور را صادر کرد.

او همچنین اضافه کرد: در بازرسی از ویلای مطرح‌شده در منطقه لواسانات مأموران با یک محموله بزرگ پوشاک مواجه شدند که البته دو نفر از افراد حاضر در محل مدعی شدند که این محموله برای دختر وزیر است و وی مدیرعامل نمایندگی یک شرکت خارجی را داراست و این محموله با مجوزهای مربوطه به کشور وارد شده است.

سخنگوی قوه قضائیه با بیان اینکه دارا بودن مجوزهای قانونی ادعای این افراد است، گفت: با توجه به موضوع پرونده که مشمول قاچاق کالا می‌شود پرونده به تعزیرات حکومتی ارسال شده و در حال بررسی است.»

همچنین اطلاعات به دست آمده نشان می‌داد که محموله کشف شده در ویلای لواسان کوچک آقای وزیر که در بلوار امام خمینی واقع شده است، بالغ بر 50 هزار قطعه پوشاک را شامل می‌شده که حدوداً در کمتر از یک کانتینر قابل حمل است.

پس از انتشار این خبر و تأیید آن از سوی سخنگوی قوه قضائیه، گمانه‌زنی‌های بسیاری درباره اینکه این محموله در ویلای کدام یک از وزرای دولت یازدهم کشف شده است مطرح شد تا جایی که نهایتاً برخی رسانه‌ها نام «فخرالدین دانش‌آشتیانی» وزیر فعلی آموزش و پرورش را مطرح کردند و در این میان نام شرکتی به میان آمد که نمایندگی یکی از برندهای پوشاک بچه‌گانه ایتالیایی در ایران را داراست و یکی از شعب آن نیز در منطقه لواسان احداث شده است و به نظر می‌رسد که محموله کشف شده جنجالی، که گفته می‌شود متعلق به دختر آقای وزیر است، مرتبط با همین نمایندگی است. شرکتی که بر اساس اسناد و مدارک به دست آمده، فخرالدین دانش‌آشتیانی هم در آن سهم داشته و به عنوان رئیس هیئت مدیره آن در حال فعالیت است.

بر اساس این گزارش، شرکت مذکور که نمایندگی این برند ایتالیایی در ایران را دارد، 28 مرداد‌ سال 93، با سرمایه یک میلیون تومانی به منظور صادرات، واردات و خرید و فروش انواع منسوجات، ایجاد و راه‌اندازی فروشگاه‌های زنجیره‌ای پوشاک، تأسیس کارگاه‌های تولید پوشاک و کالاهای مرتبط آن، صادرات و واردات هر نوع کالای مورد نیاز نوزاد و کودک و اخذ نمایندگی انحصاری از شرکت‌های معتبر داخلی و خارجی و ... ثبت شده است.

در آگهی تأسیس این شرکت، مدیران اولیه «ضحی احمدی دانش آشتیانی» به عنوان مدیرعامل و «فخرالدین احمدی دانش آشتیانی» به عنوان رئیس هیئت مدیره و «فرشته احمدزاده هروی» به عنوان نایب رئیس هیئت مدیره برای مدت نامحدود معرفی شده‌اند که بر اساس این آگهی ثبتی، تمام اسناد مالی این شرکت ‌باید متفقاً به امضای رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل شرکت (وزیر آموزش و پروش فعلی و دخترش) برسد.

همچنین در تغییرات ثبت شده در سابقه این شرکت در تاریخ 5 دی ‌سال 95 آمده است: به استناد صورتجلسه مجمع عمومی فوق‌العاده اول تیر‌ 95، آقای «فخرالدین احمدی دانش آشتیانی» سهم خود در شرکت (...) را به میزان 1,878,678,937 ریال افزایش داده و خانم «ضحی احمدی دانش‌آشتیانی» هم سهم المشارکه خود در این شرکت را به مبلغ 751,471,575 ریال افزایش داده است و علاوه بر آن نیز خانم «فرشته احمدزاده هروی» نیز سهم 30 درصدی خود در این شرکت را که 2 سال پیش از آن و در بدو امر با سرمایه یک میلیون تومان ثبت شده بود به مبلغ 1,127,207,363 ریال افزایش داده است و در مجموع سرمایه شرکت آقای وزیر و دخترش که در بدو تاسیس، 70 درصد سهام را در اختیار داشتند، از یک میلیون تومان به 3,757,357,875 ریال افزایش یافت.

جالب اینجاست که به استناد اسناد مجمع عمومی فوق‌العاده این شرکت که در کمتر از 2 ماه از زمان اخذ رای اعتماد نمایندگان مجلس و تکیه زدن «فخرالدین احمدی دانش‌آشتیانی» بر کرسی وزارت آموزش و پروش، تشکیل شده، هر سه سهام‌دار این شرکت، قدرالسهم خود را از سرمایه این شرکت اخذ می‌کنند و سرمایه این شرکت به همان یک میلیون تومان دو سال قبل، تقلیل داده می‌شود.

این در حالی است که در اسناد ثبتی این شرکت، سند و مدرکی دال بر واگذاری سهم آقای وزیر در این شرکت پس از تصدی سکانداری وزارتخانه بزرگ و پرمشغله‌ای همچون وزارت آموزش و پرورش دیده نمی‌شود و اسناد و مدارک موجود همگی حاکی از این است که «فخرالدین احمدی دانش‌آشتیانی» همچنان با دارا بودن 50 درصد سهام این شرکت، بزرگترین سهام‌دار و رئیس هیئت مدیره این شرکت است که در سه نقطه از بهترین نقاط پایتخت، فروشگاه‌های زنجیره‌ای بزرگی را احداث کرده است.

علاوه بر این با توجه به اینکه «وزیر آموزش و پرورش» دولت یازدهم همچنان در سمت رئیس هیئت مدیره این شرکت قرار دارد، در پرونده جنجالی اخیر کشف محموله مظنون به قاچاق، پای او نیز در میان است و باید پاسخگوی مقامات مسئول باشد.

«یکی از فروشگاه‌های پریناتال در خیابان شریعتی بالاتر از پل رومی»

به هر حال علی‌رغم اینکه رسیدگی به پرونده جنجالی اخیر که تبعات سنگینی برای دولت فعلی داشته در حال حاضر در مجموعه تعزیرات حکومتی که تحت مجموعه دولت قرار دارد در حال بررسی است، مسئولان دولت و خصوصاً شخص آقای وزیر باید به این دو سوال پاسخگو باشند: اول اینکه آیا واردات کالای خارجی، آن هم توسط یک مقام بلندپایه دولتی همچون وزیر آموزش و پرورش، در شرایطی که دولت یازدهم مدعی تمرکز بر صادرات و کاهش واردات بوده، قابل توجیه است؟

جالب اینجاست که شرکت آقای وزیر و دخترش، سال ها است در حال وارد کردن کالایی هستند که واردات بی‌رویه آن موجبات ورشکستگی بسیاری از کارگاه‌های تولیدی پوشاک و صنعت نساجی را باعث شده و کارگران بسیاری را در این صنعت به خانه‌نشینی کشانده است.

«فروشگاه لواسان شرکت پریناتال»

دوم اینکه آیا مدیریت دستگاه عریض و طویلی همچون وزارت آموزش و پرورش که مسئولیت خطیری در آموزش نسل آتی کشور دارد تا این اندازه ساده است که آقای وزیر قادر است توامان سکان‌داری این وزارتخانه و واردات شرکت خانوادگی خود را دنبال کند؟ آیا این امر می‌تواند مورد پذیرش فرهنگیان عزیز که سال‌هاست با کمترین عواید مالی، در حال خدمت به فرزندان این مرز و بومند باشد و به عنوان هدیه آقای وزیر در روز معلم قلمداد شود یا خیر؟

«فروشگاه پاسداران پریناتال پایین‌تر از چهارراه فرمانیه»

انتهای پیام/

R34343/P34399/S2,22/CT7

منبع: تسنیم

مطالب پیشنهادی:
خبر بعدی:

ناگفته‌های زنی ایرانی که عروس بن‌لادن‌ها شد +تصاویر

باشگاه خبرنگاران: کارمن دختری دورگه از یک مرد سوئیسی و زنی ایرانی بود که بدون داشتن اطلاعات خاصی از خانواده یک جوان سعودی به او دل باخت. این وابستگی، دختر نامبرده را به دل خانواده‌ای مرموز و پرجمعیت کشاند که نامشان در دل تاریخ ماندگار شد، اما نه به نیکی بلکه به عنوان عامل یکی از بزرگترین عملیات‌های تروریستی جهان!

کارمن بعد جدایی از همسرش و پایان زندگی مشترکی که حاصل آن سه دختر بود، تمامی خاطرات خود را در قالب یک کتاب پرماجرا و جالب تحت عنوان "Inside The Kingdom: My Life In Saudi Arabia" روی کاغذ آورد.

طبق اطلاعات منتشرشده در این کتاب، در فصل بهار کارمن و خواهرش آماده سفر از ژنو به ایران برای ملاقات مادربزرگشان می‌شوند. شکستن ناگهانی پای مادربزرگ موجب بر هم ریختن برنامه سفر شد. مادر خانواده یکی از طبقات خانه را برای خانواده توریست سعودی آماده کرده بود که لغو سفر به ایران کمی دردسرساز شد. یک جوان سیاهپوش عرب‌زبان صحبت‌های لازم را برای قطع قرارداد مطرح کرده بود و دیگر برای فسخ آن دیر شده بود؛ بنابراین کارمن و خواهرش مجبور به اجاره آپارتمانی در لوزان شدند و طبقه پایین طبق قرار به خانواده سعودی تحویل داده شد.

نام جوان سیاه‌پوش یسلام بود، پسری سعودی و مسلط به زبان انگلیسی که سرانجام با کارمن ازدواج کرد. آن‌ها مدتی بعد برای تحصیل به دانشگاهی در لس انجلس می‌روند. کارمن از خانواده یسلام چیز زیادی نمی‌دانست تا اینکه روزی یکی از همکلاسی‌های عرب‌زبانش به نام عبداللطیف که از قضا پدر خانواده پرجمعیت جوان سعودی را به خوبی می‌شناخت، متحیر به جلو آمد و کمی از دانسته‌هایش برای کارمن گفت. بزرگ این خاندان مردی به نام شیخ محمد بن لادن بود. پدر عبد اللطیف یکی از شهروندان جده بود که برای وی کار می‌کرد. طبق گفته‌های دانشجوی عرب زبان شیخ محمد فقیرزاده‌ای بود که موفق به راه‌اندازی بزرگترین شرکت ساختمان‌سازی در خاورمیانه شد. این اولین دریچه‌ای بود که از خانواده مرموز بن‌لادن‌ها به روی کارمن باز شد. خانواده‌ای که یکی از اعضای آن به نام اسامه حادثه تروریستی وحشتناک ۱۱ سپتامبر را رقم زد.

کارمن به دلایلی مجبور شد علیرغم میل باطنی‌اش دوره‌ای از زندگی مشترک خود را در عربستان سعودی بگذارند؛ جایی که برای یک دختر بزرگ‌شده با فرهنگ اروپایی اصلاً زندگی در آن راحت نبود. همه چیز برای او تغییر کرده بود و باید خود را برای زندگی با قوانین عجیب و غریبی که زنان سهم بسیار ناچیزی از آن داشتند آماده می‌کرد.

یک روز عصر که کارمن با اولین دخترش، وفا مشغول بازی در حیات بود زنگ خانه به صدا درآمد. او جلوی در رفت و این اولین دیدار او با اسامه بن لادن بود.

کارمن درباره این لحظه در کتاب خود نوشته است:

یک روز برادر کوچک یسلام به در خانه ما آمد. هرچند که امروز انگشت‌نمای دنیاست، اما آن روز‌ها یک دانشجوی ساده در دانشگاه عبدالعزیز جده بود که با دختردایی سوری‌اش ازدواج کرد. با وجود لاغر اندام بودن، اما هنگام حضورش کاملاً میزان تاثیرگذاری‌اش روی اعضای خانواده حس می‌شد. سراغ یسلام را گرفت در حالیکه به من پشت کرده بود. با اصرار تعارفش کردم که به درون خانه بیاید، اما در همان حالت ضمن اینکه زیر لب به عربی چیز‌هایی نامفهوم می‌گفت، دستش را در هوا چرخاند. آن روز گذشت و من سال‌ها بعد راجع به روابط نامشروع او با زنان، مطلبی در روزنامه‌ای غربی خواندم.

یک سال در ماه آگوست که هوای عربستان بسیار سوزان و مرگبار بود با برادران بن لادن تصمیم گرفیم به ویلای خانوادگی آن‌ها در منطقه کوهستانی طائف برویم. چندماهی بود از متولد شدن دختر دومم ناجیه می‌گذشت و نجوا همسر اسامه نیز پسری به نام عبدالله را به دنیا آورده بود. این بچه مدام از تشنگی صدایش بلند و همسر اسامه هم در تلاش برای خوراندن آب با قاشق به او بود، اما نوزاد چندماهه نمی‌توانست مایعات را به این صورت بنوشد. شیشه را پر آب کردم و به نجوا رساندم، اما پیشنهادم را رد کرد. ام یسلام که یکی از همسر‌های شیخ محمد و مادر همسرم بود برایم از دستور عجیب اسامه مبنی بر ممنوعیت خوراندن آب با شیشه به پسرش گفت. من واقعاً تحمل دیدن آن صحنه را نداشتم، آخر چطور ممکن بود در دمای صد درجه بالای صفر به دلیل عقایدی عجیب، یک نوزاد تشنه را تا این حد عذاب داد!

به یسلام گفتم برو به قسمت مردانه و به اسامه از وضعیت فرزندش و نیاز او به شیشه و پستانک بگو! او رفت، اما پس از چند دقیقه با نظر منفی برادرش بازگشت. تمام مسیر بازگشت به جده در سکوت به این فکر می‌کردم که چرا هیچ کس مقابل زورگویی‌های او نمی‌ایستد. برای او زجر کشیدن فرزندش اصلاً اهمیت نداشت و خودش را درگیر اعتقادات بی‌ریشه و اشتباهش کرده بود. اگر همسرم می‌مُرد و در آینده اختیار من و دخترانم به دست اسامه می‌افتاد تکلیف چه بود؟ اگر ما در همان مسیر تصادف می‌کردیم و همسرم جان خود را از دست می‌داد، من و دخترانم به عنوان زنان سعودی سرنوشتمان چه می‌شد؟ با یسلام در این باره صحبت کردم، اما گویا او هم متوجه عمق صحبت‌های من نبود. امید‌های من برای رسیدن به دنیایی آزادانه در آینده، جایی که زن‌ها حداقل قدرت تصمیم‌گیری درباره آینده دخترهایشان را داشته باشند، زیر ماسه‌های صحرا در بطن فرهنگ عقب مانده وهابی دفن شد.

کارمن همچنین در قسمت دیگری از این کتاب به معضل همجنس‌باز‌ها در عربستان سعودی اشاره کرد و نوشت:

طبق قانون سعودی کمترین مجازات برای همجنس بازان شلاق در مکان‌های عمومی بود، اما بسیاری از مردان آن کشور با یکدیگر روابط جنسی برقرار می‌کردند، مخصوصاً جوانان قبل از ازدواج! عجیب‌تر آنکه اگر دو پسر دست همدیگر را در خیابان می‌گرفتند و راه می‌رفتند که به وفور هم چنین صحنه‌ای در آنجا دیده می‌شد برای هیچ کس عجیب نبود، اما اگر زن و شوهری دست هم را در مکان‌های عمومی می‌گرفتند پلیس آن‌ها را با شلاق کتک می‌زد. همجنس بازی حتی میان شاهزادگان سعودی هم رواج داشت و این موضوع را اروپاییانی که برای آن‌ها کار می‌کردند می‌گفتند. به گفته آن‌ها همجنس‌بازی میان عربستانی‌ها حتی بیش از مردم اروپا بود.

کودکی کارمن در یکی از سفر‌ها به ایران

به یاد دارم روزی مردی سعودی از آشنایان یسلام برای انجام کاری به ژنو آمد. درون پورشه‌اش مردی ترنس نشسته بود و انتظارش را می‌کشید. جالب آنکه آن مرد هرگز به همسرش اجازه نشستن در صندلی جلوی خودرو را نمی‌داد و این رفتار‌های سعودی‌ها واقعا باعث آزار من بود. درباره شاهدخت‌های سعودی هم باید بگویم که در اروپا خیلی راحت در کلوپ‌های شهوت‌رانی حضور داشتند و مواد مخدر نیز مصرف می‌کردند.

 

اعتراض فرزند شهید مطهری به ماجرای برنامه نود، پرونده قاری معروف و ساسی مانکن؛ وقتی پرونده سعید طوسی را به آن شکل می‌بندید و برنامه ۹۰ را تعطیل می‌کنید، مردم لج می‌کنند

دادستان اصفهان: دوچرخه‌سواری زنان در فضای عمومی حرام است| پلیس ابتدا تذکر و در غیر این صورت دوچرخه فرد را توقیف می‎کند| ائمه جمعه و خانواده شهدا نسبت به دوچرخه‌سواری زنان در اماکن عمومی معترض هستند

زمان برگزاری کنکور سراسری تغییر می کند؟

منبع این خبر، وبسایت tn.ai است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۳۷۹۱۹۸۹ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

دیگر خبرها

  • ناگفته‌های درگیری در دانشگاه تهران از زبان «معاون فرهنگی بسیج خواهران دانشگاه تهران»!
  • عکس تازه مهران غفوریان با دخترش
  • محموله میلیاردی پارچه‌های قاچاق توقیف شد
  • ناگفته‌های زن ایرانی که عروس بن‌لادن‌ها شد+ تصاویر
  • ناگفته‌های درگیری در دانشگاه تهران از زبان «سحر احمدی»!
  • فیلم: ناگفته هایی عجیب از زندگی نکونام در برنامه عصر جدید
  • ناگفته‌های زنی ایرانی که عروس بن‌لادن‌ شد!
  • تازه‌ترین عکس مهران غفوریان و دخترش
  • ناگفته‌های زنی ایرانی که عروس بن‌لادن‌ها شد+تصاویر/بلاک چین چیست؟؛ کاربرد‌های بلاک‌چین در کسب‌‌و‌کار‌ و سازمان‌ها (قسمت آخر)/ واکنش کاربران به انتخاب فاطمه معتمدآریا به ریاست انجمن صنفی بازیگران
  • نهمین محموله کمکهای مردمی اردل به مناطق سیل زده ارسال شد
  • محموله امدادی زندان های آذربایجان غربی به مناطق سیل زده ارسال شد
  • نوربازى کوروش سلیمانی با دخترش
  • واکنش آمریکا به تخلیه محموله نفتی ایران در چین
  • ناگفته‌های وزیر سابق بهداشت از ماجرای برگزار نشدن تودیع و معارفه‌اش
  • محموله کالای قاچاق در گتوند کشف شد
  • ایستگاه پلیس، پایان راه محموله‌های کالای قاچاق
  • ایستگاه پلیس، پایان راه محموله کالا‌های قاچاق
  • محموله ۱۳۰ هزار تنی نفت ایران به چین رسید
  • رویترز: محموله ۱۳۰ هزار تنی نفت ایران به چین رسید