به گزارش خرداد، فاطمه کریمخان در ایسنا نوشت: خبر بازجویی از یکی از کودکانی که در روز زن، ‌در برج میلاد برنامه اجرا کرده است‌ مثل توپ ترکیده است. حتما شما هم از میان اخباری که در اینستاگرام و کانال‌های تلگرامی به آن برخورده‌اید،‌ روایت مادر و کودکی را خوانده‌اید که «برای ارائه شناسنامه کودک به مقر پلیس در خیابان وزرا مراجعه کردند و بعد …»
بعد از این «بعد»، داستان‌ها مختلف می‌شود. اولین داستانی که منتشر شد روایت مادر کودک  بود که تلفنی برای یک روزنامه‌نگار تعریف شده بود: «ما را هشت ساعت نگه داشتند و از دخترم بازجویی کردند». در این جا اشاره نشده است که این «بازجویی» بر چه اساسی و به چه دلیلی و با چه سوال‌هایی انجام شده است. اگر بازجویی رخ داده آیا مادر کودک همراه او بوده است یا نه؟ آیا سوال‌ها از مادر بوده یا کودک و …؟
همین روایت خام بدون توضیح وقتی در توییتر روزنامه‌نگاری که با او صحبت شده بود منتشر شد، جنجال به‌پا کرد.‌ سربازان لشگرِ «ما خیلی بدبختیم» و «مملکت را داعش اداره می‌کرد از این بهتر بود» و … روایت را با آب و تاب این طرف و آن طرف نوشتند و خیلی زود کار به تاکسی‌تحلیل‌ها و رد و بدل کردن تجربه‌های مشابه از برخورد نامناسب نیروی انتظامی کشید؛ برخی داستان‌ها واقعی و برخی البته غیرمنطقی و خیالی!‌
یک روز بعد از انتشار این ماجرا، روزنامه‌نگاری که اولین روایت را منتشر کرده بود حرفش را پس گرفت و نوشت که مادر کودک با او تماس گرفته و گفته در زمان مکالمه اول، تازه از مقر پلیس در خیابان وزرا خارج شده بوده، عصبی بوده، کنترلی بر حرف‌هایی که زده نداشته و اینکه از فرزندش هشت ساعت بازجویی نشده! روزنامه‌نگاری که روایت را نوشته بود، توییتش را پاک کرد، توضیح داد و عذرخواهی هم کرد اما از آنجا که «قدرت شایعه از قدرت حقیقت بیشتر است»،‌ خیلی‌ها حرف‌های او را باور نکرده و نمی‌کنند و می‌گویند: «از اینها بعید نیست که این کار را کرده باشند» و «روزنامه‌نگار و مادر بچه را تحت فشار گذاشته‌اند که این حرف‌ها را بزنند» و … . به نظر می‌رسد نیروی انتظامی که تنها واکنشش به ماجرا، ۲۴ ساعت بعد از انتشار روایت اول و دادن یک مصاحبه به خبرگزاری فارس به نقل از یک منبع آگاه برای تکذیب اصل ماجرا بوده است، حالا دیگر با هیچ ترفندی نمی‌تواند اوضاع را مدیریت کند. این روایت مساله‌دار هم به باقی روایت‌های مساله‌دار در مورد برخوردهای نیروی انتظامی با شهروندان، برخی رفتارها در بازداشتگاه‌ها یا در جریان بازجویی‌ها و دستگیری‌ها و … اضافه خواهد شد تا داستان دیگری منتشر شود و موج تازه‌ای راه بیندازد!
اما در ماجرای اخیر،‌ چند سوال باقی مانده است که باید به آنها جواب داده شود. از آنجا که روزنامه‌نگاران در چنین ماجراهایی اولین اهداف برای نشانه‌گیری هستند، سوال اول را باید از روزنامه‌نگارانی پرسید که اصل اساسی «چک کردن هر خبری با حداقل دو منبع» را نادیده می‌گیرند. ‌البته روزنامه‌نگاران می‌توانند در دفاع از خودشان به تفاوت شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های واقعی اشاره کنند و بگوید که «خبر» یا «نوشته»ای در این مورد در رسانه‌ای منتشر نشده است و این حساسیت‌ها متعلق به رسانه‌های جدی است!
اما اولا رسانه جدی و شوخی نداریم و اساسا – درست یا غلط – اغلب روزنامه‌نگاران به دلیل روزنامه‌نگار بودنشان در شبکه‌های اجتماعی از سوی مردم منبع به حساب می‌آیند و به زبان ساده، به آنها اعتماد می‌شود و مردم روی حرفشان حساب می‌کنند. بر همین اساس و به دلیل آنکه محدودیت‌های بی‌شمار در طول تاریخ، مطبوعات و رسانه‌های واقعی را آنقدر نحیف کرده است که امروزه عملا عرصه برای یکه‌تازی کانال‌های تلگرامی و شاخ‌های اینستاگرامی در انتشار خبر باز شده است، روزنامه‌نگاران باید بیش از آنکه مراقب صفحات و ستون‌ها و نوشته‌هایشان در مطبوعات و رسانه‌های واقعی باشند،‌ نسبت به نوشته‌هایشان در فضای مجازی و به‌ویژه شبکه‌های اجتماعی حساس باشند. به هر حال عده‌ای ادمین کانال‌های تلگرامی کارشان این است که بدون هیچ ملاحظه‌ای صرفا نوشته‌های روزنامه‌نگاران که در صفحات شخصی‌شان منتشر می‌کنند را کپی کنند و با انتشار اخبار هر چه سوزناک‌تر و عجیب و غریب‌تر،‌ برای خودشان اعضای بیشتری پیدا کنند و از این راه پول در بیاورند!‌
نکته دوم به مخاطبان بازمی‌گردد. هنوز یک ماه هم از انتشار خبر سراسر جعلی سقوط هواپیمای تهران – مشهد در فرودگاه مشهد نگذشته و تقریبا هیچ کانال تلگرامی و هیچ شبه‌رسانه‌ای نیست که در ماه‌های اخیر در جریان بحران‌های مختلفی که در کشور رخ داده دُم اخبار جعلی‌اش بیرون نزده باشد. اینکه چگونه باز هم چنین شبه‌رسانه‌هایی می‌توانند خوراک خبری ما را تامین کنند، جای سوال دارد. فرضا که همه روزنامه‌نگاران تصمیم بگیرند بدون بررسی صحت روایت‌هایی که به دستشان می‌رسد هر چیزی که می‌شنوند را باور و منتشر کنند؛ آیا این دلیلی برای باور کردن هر روایتی خواهد بود؟ راهنمای تفکر انتقادی به ما می‌گوید در مواجهه با هر روایتی مجموعه‌ای از سوالات باید پرسیده شود. آیا در برخورد با همین روایت اخیر،‌ از خودتان پرسیده‌اید که مثلا «چرا باید از یک بچه هشت ساعت بازجویی کرد؟»، «اصلا می‌شود یک بچه هشت ساله را هشت ساعت جایی نشاند بدون اینکه شما را که ناظرش هستید، دیوانه کند؟»، «آیا مادری هست که حتی در ساختاری مانند یک پایگاه پلیس،‌ اجازه دهد بچه‌اش را هشت ساعت تحت بازجویی قرار دهند و سقف را روی سر ماموران خراب نکند؟». علاوه بر همه اینها «کدام ماموری می‌تواند چنین بازجویی را انجام دهد؟». مگر مامور پلیس، چیزی غیر از آدمی مثل خود ماست؟ گیرم با مجموعه‌ای از تجربه‌هایی که او را نسبت به ما در مواجهه با شرایط خاصی سخت‌گیرتر کرده است! اگر این همه سوال را در مواجهه با روایت احساساتی بازجویی از یک دختر بچه هشت ساله از خودمان می‌پرسیدیم، باز هم این روایت تق و لق را برای دیگران تعریف می‌کردیم یا بابت وقوع آن ابراز تاسف می‌کردیم؟
اگر در مورد خطای روزنامه‌نگاران در انتشار سریع روایت‌ها در صفحه‌های شخصی‌شان سوال وجود دارد،‌ پاسخی در مورد علت این خطاها هم وجود دارد. سال‌ها تحت فشار گذاشتن مطبوعات باعث شده است که عملا روزنامه‌نگاران هرگز به سن باتجربگی و حرفه‌ای‌گری نرسند و اکثر روزنامه‌نگاران حرفه‌ای تحت تاثیر فشارهای بی‌پایان اقتصادی و ‌سیاسی بر مطبوعات یا عطای این شغل را به لقایش ببخشند یا مهاجرت کنند. در نتیجه، هر از چندی نسل‌ها در روزنامه‌نگاری عوض می‌شوند،‌ ساختاری برای حفاظت روزنامه‌نگاران از خطا و آموزش آنها برای برخورد با موضوعات جنجالی وجود ندارد و همه می‌خواهند کار را در تجربه یاد بگیرند و به همین دلیل همه خطا می‌کنند. وقتی کار را یاد گرفتند و ملاحظات را آموختند و حرفه‌ای شدند، به دلیل همان فشارها از عرصه خارج می‌شوند و این چرخه معیوب تا ابد تکرار می‌شود.
اگر مردم خطا می‌کنند و رسانه‌های غیررسمی را جانشین رسانه‌های رسمی و قاعده‌مند می‌کنند، به این دلیل است که فضایی برای انتشار مطبوعاتی که مردم بتوانند به آن اعتماد کنند وجود نداشته و ندارد،‌ رسانه رسمی و ملی خودش یک پای بحران است و اگر در هر بحرانی اقلا یک بار خبرش تکذیب نشود،‌ باید متعجب بود! به غیر از آن،‌ رسانه ملی در سال‌های اخیر نه تنها هرگز نقش آموزش‌دهنده تفکر انتقادی به مردم و افزایش‌دهنده سواد رسانه‌ای را نداشته است، بلکه در میان خود تولیدکننده‌های برنامه در صدا و سیما هم باید بررسی کرد تا شاید از میان صدها فعال این عرصه «یکی مرد جنگی» پیدا کرد که خودش چیزی از سواد رسانه‌ای و تفکر انتقادی بداند!‌
با این وجود، سهم پلیس در این موضوع و موضوعات مشابه، غیر قابل چشم‌پوشی است. نیروی انتظامی سال‌هاست که برای بهبود وجهه خودش هزینه می‌کند، ارتباطش با رسانه‌ها بیشتر کانالیزه است و تصویری به‌شدت کنترل‌شده و « استریلیزه» از خود به مردم نشان می‌دهد. در این راه نه‌تنها از تمام امکانات صدا و سیما برخوردار است ‌بلکه سعی می‌کند مطبوعات را هم با خود همراه کند و حتی برخی سینماگران می‌گویند پلیس با فیلم‌های سینمایی که تلاش می‌کنند تصویرشان کمی به روایت پلیس به عنوان یک آدم عادی نزدیک باشد هم چندان راه نمی‌آید. با این حال،‌ وقتی خبر بازجویی هشت ساعته مامورانش از یک دختر بچه هشت ساله منتشر می‌شود،‌ مردم ترجیح می‌دهند این قصه را باورند کنند!‌ وقتی کار به توضیح می‌کشد هم نشان می‌دهد که علت چنین اعتقادی در میان مردم چندان دور از ذهن نیست. اگر رسانه‌ها به انجمن صنفی نیاز دارند که بخشی از وظیفه ساختاردهی به روند تولید محتوا را قاعده‌مند کند و اگر مردم به این احتیاج دارند که کمی منتقدانه‌تر به مطالبی که این طرف و آن طرف به خوردشان داده می‌شود فکر کنند،‌ نیروی انتظامی بیش از هر چیزی به مشاوران رسانه‌ای حرفه‌ای و البته کنار آمدن با واقعیت‌های خودش نیاز دارد!
برهمین اساس شاید مهم‌ترین سوال اکنون در برابر نیروی انتظامی قرار داشته باشد. پلیس‌ در همه این سال‌ها چه کرده است که وقتی مردمی با سواد رسانه‌ای متوسط،‌ با روایت بازجویی از یک دختر بچه هشت ساله در مقر پلیس رو به رو می‌شوند، شک نمی‌کنند؟ این همه هزینه برای نمایش پلیس مقتدر، پلیس خوب،‌ پلیس اخلاقی،‌ پلیس مراقب و نگران شهروندان در تمام سال‌های گذشته توسط تولیداتی که با حمایت خود پلیس از رسانه‌ها پخش شده است، چه تصویری از نیروی انتظامی به مردم ارائه داده است که مقر پلیس در خیابان وزرای تهران هنوز برای بسیاری از مردم یادآور برخوردهای هیجانی سال‌های اوایل انقلاب است؟
بی‌اعتمادی به رسانه‌ها می‌تواند در بحرانی مثل پلاسکو یا زلزله کرمانشاه،‌ مردم را به محل حادثه بکشاند که هر چند آزاردهنده است اما در نهایت می‌توان آن را مدیریت کرد. بی‌اعتمادی به نیروی انتظامی اما بسیار خطرناک‌تر از اینهاست. اگر بی‌اعتمادی به رسانه امری ذهنی باشد،‌ بی‌اعتمادی به نیروی انتظامی می‌تواند نه‌تنها تنش‌های واقعی مردم و پلیس را افزایش دهد بلکه مردم را به سمت اجرای قانون خودشان سوق بدهد!‌ برچسب ها: شایعه ، بازجویی ، توییتر

منبع: خرداد

مطالب پیشنهادی:
خبر بعدی:

تصویرسازی احادیث ولایت در کارگاه آموزشی روایت‌گری غدیر

کارگاه آموزشی روایت‌گری با موضوع غدیر، ویژه ائمه‌جماعات مساجد استان تهران به همت معاونت فرهنگی و اجتماعی مرکز رسیدگی به امور مساجد برگزار و طی آن احادیث غدیر، طیر، منزلت، رایت و ثقلین تصویرسازی و روایت شد.

خبرگزاری شبستان، گروه مسجد و کانون های  مساجد: اولین کارگاه آموزشی روایتگری با موضوع غدیر، ویژه ائمه جماعات مساجد استان تهران، صبح امروز (شنبه، 26 مرداد ماه) در مجتمع فرهنگی و آموزشی محراب مرکز رسیدگی به امور مساجد، برگزار شد.

 

بنا بر این گزارش، این کارگاه آموزشی به همت معاونت فرهنگی مرکز رسیدگی به امور مساجد و بنیاد فرهنگی امامت تهران برگزار شد.

 

در این کارگاه حجت الاسلام «جلالی»، قائم مقام و چند تن دیگر از اساتید روایتگریِ بنیاد فرهنگی امامت، فنون و شیوه‌های روایتگری را به ائمه جماعات آموزش دادند. موضوع اصلی این کارگاه روایتگری غدیر بود و پنج حدیث از مجموع احادیث کتاب «عبقات الانوار» مرحوم میرحامدحسین هندی، ازجمله حدیث غدیر، حدیث طیر، حدیث منزلت، حدیث رایت و حدیث ثقلین تصویر سازی و روایت شد.

 

در این کارگاه، احادیث در غالب تصاویر و به صورت پاورپوینت توسط اسلاتید روایتگری ارائه و مقرر شد که شرکت کنندگان در این کارگاه، تصاویری از روایتگری خود را برای بنیاد فرهنگی امامت ارسال کنند و در قرعه کشی کمک هزینه سفر کربلا شرکت کنند.

 

بنابراین گزارش، در این کارگاه آموزشی، حجت الاسلام «حجت الله ذاکر» در این کارگاه با اشاره به استفاده راویان از فن آوری روز گفت: باید از هر ابزاری برای تبلیغ غدیر استفاده شود.

 

معاون فرهنگی و اجتماعی مرکز رسیدگی به امور مساجد افزود: فنآوری روز برای انتقال بیبشتر حقایق غدیر کمک خواهد کرد. همچنین، این ابزارها باعث جذب مخاطبان جوان می شود و روایت را برای آنها جذاب تر می‌کند.

 

وی تاکید کرد: رویکرد این مرکز بر این است که شیوه استفاده از ابزارهای نوین را برای استفاده ائمه جماعات آموزش دهد.

 

حجت الاسلام‌ ذاکر با اشاره به استفاده دشمن از همه ابزار و توان خود برای گمراه کردن مردم به ویژه جوانان، خاطرنشان کرد: باید برای اشاعه فرهنگ غدیر و روایت حقیقت آن از همه توان و ابزارهای خود استفاده کنیم.

 

 

 

 

پایان پیام/40

افشاگری درباره فساد کلان در صنعت خودروسازی؛ ۲۵۰ میلیون دلار برای طراحی صندوق پژو ۲۰۶

نامه سرگشاده کهنه‌سرباز ایرانی به ترامپ

افشاگری درباره مرگ هادی نوروزی

منبع این خبر، وبسایت khordadnews.ir است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۴۴۲۸۱۶۱ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

دیگر خبرها

  • فرجام عشق به دختر ۱۵ ساله؛ به کتایون تجاوز نکردم او به این رابطه راضی بود!
  • تراژدی وحشت دختر و پسر نوجوان در مسافرخانه
  • فیلم/ فرمان تاریخی امام (ره) و آزادسازی 24 ساعته پاوه
  • جزئیاتی جدید از کشف بمب جنگی در پل‌دختر
  • هشت هزار لیتر سوخت قاچاق در گناباد کشف شد
  • گفتگو با سید اکبر بطحایی، آزاده هشت سال دفاع مقدس: اسرای ایرانی مردان قبیله غیرت و ایمان بودند
  • بجنورد| تجلیل از برترین‌های رادیوی استان‌ها به روایت تصاویر
  • از چالش قورت دادن بسته‌های مواد مخدر تا قاچاقچی فرهیخته دارو
  • فیلمبرداری زندگی خصوصی دختر دانشجو توسط همسایه!
  • درخشش ورزشکاران دختر دانشگاه علوم پزشکی یزد در المپیاد کشوری
  • پایان مهلت 48 ساعته کمیته انضباطی به قلعه نویی
  • نگهداری چند ساعته از کودکان بدون مجوز بهزیستی مورد تأیید نیست
  • دختر از راز قتل مادرش پرده برداشت
  • انتقاد تند دختر سروزیر پیشین از هند از رفتار وحشیانه با کشمیری‌ها
  • مراسم ختم دختر عباس سلیمی‌نمین برگزار شد
  • ضرب الاجل ۴۸ ساعته شورای عالی تهیه کنندگان سینما به خانه سینما!
  • حلق آویز شدن دختر نوجوان توسط شوهر خاله اش
  • نزدیکی با دختر 14 ساله داخل طویله/متهم قبل از اعدام به تهران گریخت
  • افتتاح پایگاه نظامی جدید ترکیه در قطر/جزئیات نشست ۶ ساعته رهبران حماس و جهاد اسلامی/ واکنش ظریف به آزادشدن نفتکش گریس‌ــ۱/ گشت‌زنی مشترک نظامیان روسیه و ترکیه در منطقه تل‌رفعت سوریه