در علم حقوق، منابعی که می‌توان از آن‌ها قواعد و اصول حقوقی را استخراج کرد تا منشأ و مستند صدور آرای محاکم قرار بگیرند، عبارتند از: قانون، عرف و رویه قضایی.

به‌ طور کلی زمانی که برای امری در عرف و قانون حکمی ذکر نشده باشد، قضات و محاکم قضایی باید با ابتکار عمل حکم جدید صادر کنند یا آرای مکرر صادره در مورد یک مسأله مشابه را مرجع قرار دهند.

در این نوشته در مورد مفهوم رأی وحدت رویه، رأی اصراری و تفاوت و جایگاه آن‌ها در نظام‌های حقوقی صحبت خواهیم کرد.

قانون: در جهت انتظام بخشیدن به جامعه و روابط بین اشخاص، قوانین و مقرراتی از سوی سازمان‌های صلاحیت‌دار دولتی یا خصوصی وضع می‌گردد؛ مانند قانون ثبت، قانون شهرداری، آیین‌نامه‌ها و بخش‌نامه‌ها. لیکن برخی قوانین با تشریفات پیش‌بینی‌شده در قانون اساسی ازطریق همه‌پرسی به‌تصویب می‌رسند، مانند قانون مجازات اسلامی، قانون مدنی و... .

عرف: گاهی قانون‌گذار صریحا مفاهیمی بیان نکرده است و آن‌ها را مستقیم به عرف ارجاع می‌دهد؛ برای مثال در ماده‌ی ۲۲۰ قانون مدنی مقنن بیان می‌کند، عقود نه فقط متعاملین را به اجرأی چیزی که در آن تصریح شده است ملزم می‌نماید بلکه متعاملین به کلیه‌ی نتایجی هم که به موجب عرف و عادت یا به موجب قانون از عقد حاصل می‌شود، ملزم هستند.

عرف را می‌توان این‌گونه تعریف کرد: قواعدی که از وقایع اجتماعی که به‌صورت تدریجی و خودبه‌خود بین همه‌ی مردم یا گروه خاصی برای مثال پزشکان، بنگاهداران و… به‌وجود می‌آید، استخراج می‌شود و الزام آور است. ممکن است در شهری هزینه‌ی انتقال سند مالکیت با خریدار باشد. حال اگر در قراردادی مسئولیت پرداخت هزینه‌ی انتقال ذکر نشده باشد، می‌توان خریدار را ملزم به پرداخت کرد. قابل ذکر است که مفاد قرارداد بر عرف و عادت بین مردم مقدم‌تر و الزام‌آورتر است.

رأی وحدت رویه: هرگاه از شعب مختلف دیوان‌عالی کشور یا دادگاه‌ها نسبت به موارد مشابه، اعم از حقوقی، کیفری و امور حسبی، با استنباط متفاوت از قوانین، آراء مختلفی صادر شود، رئیس دیوان‌عالی کشور یا دادستان کل کشور، به هر طریق که آگاه شوند، مکلفند نظر هیأت عمومی دیوان‌عالی کشور را به منظور ایجاد وحدت رویه درخواست کنند. هر یک از قضات شعب دیوان‌عالی کشور یا دادگاه‌ها یا دادستان‌ها یا وکلای دادگستری نیز می‌توانند با ذکر دلیل از طریق رئیس دیوان‌عالی کشور یا دادستان کل کشور، نظر هیات عمومی را درباره موضوع درخواست کنند. هیأت عمومی دیوان‌عالی کشور به ریاست رئیس دیوان‌عالی یا معاون وی و با حضور دادستان کل کشور یا نماینده او و حداقل سه چهارم رؤسا و مستشاران و اعضای معاون تمام شعب تشکیل می‌شود تا موضوع مورد اختلاف را بررسی و نسبت به آن اتخاذ تصمیم کنند. رأی اکثریت در موارد مشابه برای شعب دیوان‌عالی کشور و دادگاه‌ها و سایر مراجع، اعم از قضایی و غیر آن لازم‌الاتباع است؛ اما نسبت به رأی قطعی شده بی‌اثر است. درصورتی‌که رأی، اجراء نشده یا در حال اجراء باشد و مطابق رأی وحدت رویه هیأت‌عمومی دیوان‌عالی کشور، عمل انتسابی جرم شناخته نشود یا رأی به جهاتی مساعد به حال محکومٌ‌علیه باشد، رأی هیات عمومی نسبت به آراء مذکور قابل تسری است و مطابق مقررات قانون مجازات اسلامی عمل می‌شود.

رأی اصراری: مرجع رسیدگی پس از نقض رأی در دیوان‌عالی کشور به شرح زیر اقدام می‌کند: الف: در صورت نقض رأی به علت ناقص بودن تحقیقات، باید تحقیقات موردنظر دیوان‌عالی کشور را انجام دهد و سپس مبادرت به صدور رأی کند. ب: در صورت نقض قرار و ضرورت رسیدگی ماهوی، باید از نظر دیوان‌عالی کشور متابعت نماید و در ماهیت، رسیدگی و انشای حکم کند، مگر آنکه پس از نقض، جهت تازه‌ای برای صدور قرار حادث شود. پ: در صورت نقض حکم در غیر موارد مذکور، دادگاه می‌تواند بر مفاد رأی دادگاه قبلی اصرار کند. چنانچه این حکم مورد فرجام خواهی واقع شود و شعبه دیوان‌عالی کشور پس از بررسی، استدلال دادگاه را بپذیرد، حکم را ابرام می‌کند و در غیر این‌صورت، پرونده در هیات عمومی شعب کیفری مطرح می‌شود. هرگاه نظر دادگاه صادرکننده رأی مورد تایید قرار گیرد، رأی ابرام می‌شود و درصورتی‌که نظر شعبه دیوان‌عالی کشور را تأیید کند، حکم صادره نقض و پرونده به شعبه دیگر دادگاه ارجاع می‌شود. دادگاه مزبور بر اساس استدلال هیات عمومی دیوان‌عالی کشور، حکم صادر می‏کند. این حکم قطعی و غیر قابل فرجام است. در صورتی که هیات عمومی پرونده را به علت نقص تحقیقات قابل رسیدگی نداند با ذکر موارد نقص، پرونده را به شعبه دیوان عالی کشور اعاده می‌نماید و شعبه دیوان عالی کشور پرونده را برای رسیدگی مجدد به دادگاه صادر کننده رأی ارجاع می‌دهد.

تفاوت رأی وحدت رویه و رأی اصراری: رأی وحدت رویه ناظر به حکم یا قرار می‌باشد، ولی رأی اصراری فقط ناظر به حکم است. جلسه برای صدور رأی وحدت رویه با حضور حداقل سه چهارم رؤسا و مستشاران و اعضای معاون تمام شعب حقوقی و کیفری تشکیل می‌شود، ولی جلسه برای صدور رأی اصراری با حضور حداقل سه چهارم روسا و مستشاران شعب حقوقی یا کیفری تشکیل می‌گردد.

رأی اصراری جنبه ارشادی دارد و بر همه قضات الزام آور نیست و فقط بر شعبه اصرار کننده الزام‌آور است، ولی رأی وحدت رویه برای همه قضات و محاکم قضایی الزام آور است.

رأی اصراری وقتی شعبه هم‌عرض دوم به رأی شعبه بدوی اصرار کند و پس از تایید دیوان عالی کشور بدست می‌آید، ولی رأی وحدت رویه پس از صدور آراء مختلف دادگاه نسبت به موضوع مشابه بدست می‌آید و بنوعی رأی اصراری در نتیجه بررسی یک رأی صادره از یک شعبه به دست می‌آید، ولی رأی وحدت رویه در نتیجه بررسی آرای مختلف صادره از شعب بدست می‌آید.

رأی اصراری در نتیجه در خواست شعبه دیوان از رئیس دیوان عالی کشور است، ولی رأی وحدت رویه پس از آگاهی رئیس دیوان عالی کشور یا دادستان کل کشور از صدور آراء مختلف نسبت به موضوع مشابه بدست می‌آید و همچنین هر یک از قضات شعبات دیوان عالی کشور، دادگاه‌ها یا دادستان‌ها یا وکلای دادگستری نیز می‌توانند در صورت آگاهی از صدور آراء مختلف نسبت به موضوع مشابه با ذکر دلیل از طریق رئیس دیوان‌عالی کشور یا دادستان کل کشور، نظر هیأت عمومی را درباره موضوع درخواست کنند.

منبع: پارسینه

مطالب پیشنهادی:
خبر بعدی:

مهم ترین نقدها به فبک شامل نسبی گرایی و عمل گرایی است

به گزارش خبرنگار مهر، چهارمین کارگاه فلسفه برای کودکان با عنوان فلسفه برای کودکان در نظر و عمل؛ چیستی و بررسی به همت واحد خواهران مجمع عالی حکمت اسلامی شعبه مشهد مقدس با تدریس فاطمه صدر، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حوزه نظری و مهارت های عملی فلسفه برای کودکان برگزار شد.

در ادامه گزارشی از این کارگاه ارائه می شود:

در ابتدای کارگاه با اجرای عملی برخی مهارتهای تسهیلگری در آموزش از جمله فعالیت یخ شکن و تبیین آن به عنوان راهکاری در معارفه اعضا کلاس آغاز گردید. این امر زمینه ای برای معرفی روشهای نوین آموزشی و تفاوت روش های فرآیندمحور و آموزش محور در آموزش شد. در رویکرد فرآیندمحور تسهیلگری شما را درگیر می کند و بر آموخته های قبلی شما بسیار تأثیرگذار است و آنها را اصلاح می کند؛ بنابراین شما پس از آن روز باید متفاوت باشید. در آموزش به شیوه تسهیلگری، درواقع کارگاه بعد از پایان آن تازه شروع می شود. در تسهیلگری فرایند بسیار مهم است.

 کارگاه با بیان مبانی نظری فبک یعنی خاستگاه فلسفه برای کودکان (خوانش متیولیپمن) ادامه یافت و مدرس گفت: لیپمن بنیانگذار فلسفه برای کودکان است. متیولیپمن (۲۰۱۰ - ۱۹۲۲)، دانش آموخته دکتری فلسفه و استاد فلسفه در دانشگاه بوده است. بعد از جنگ ویتنام با دیدن اوضاع نابسامان اقتصادی اجتماعی و سیاسی جامعه آمریکا متوجه شد که دانشجویان هنگام گفتگو با مسئولان و اعتراض به آنها نمی توانند مطالب خود را درست بیان کنند و مسئولان حرف های آنها را نمی فهمند. از نظر لیپمن مشکل حل مسئله و عدم بهره مندی از تفکر صحیح به کودکی بازمی گردد، لذا طرح فلسفه برای کودکان را برای حل این مشکل ارائه می دهد.

وی در مورد اقدامات لیپمن در این عرصه گفت:

۱. تأسیس مؤسسه «توسعه و پیشبرد فلسفه برای کودکان» در دانشگاه مونتکلیر

۲. تدوین کتاب های متحد الشکل به صورت داستان برای کودکان

۳. تدوین کتاب های راهنمای معلم (راهنمای کتاب های داستان)

۴. آزمایش برنامه به صورت محدود؛ یعنی او ابتدا بر روی بعضی از کودکان طرح خود را اجرا کرد

۵. آموزش فبک به دانشجویان دکترای فلسفه

وی با بیان اینکه هدف نهایی لیپمن آموزش قدرت تفکر و استدلال آوری به کودکان از ۴ سال به بالا بود، اظهارکرد: همچنین جامعه آرمانی و دموکراتیک نقطه عظیمت لیپمن بود اما به دلیل عدم مطلوبیت نظام سنتی آموزش و پرورش؛ این روش سنتی کارآمد نیست؛ زیرا نظام آموزش و پرورش سنتی موضوعات از پیش تعیین شده را ـ بدون توجه به رضایتمندی کودکان ـ به آنها آموزش می دهد. گویا آموزش و پرورش محتوا را برای دانش آموز و روش را برای معلم طراحی کرده، این دوگانگی باید از بین برود و رویکرد مطلوب رویکردی است که این دو را ادغام کند.

صدر در مورد نقد لیپمن به نظام تعلیم و تربیت سنتی تصریح کرد: این نقدها عبارتند از:

۱. حافظه محوری در مقابل  فعالیت فکری (تأکید بر مشارکت فعالانه دانش آموزان):

۲. نقد به دیدگاه های پیاژه که معتقد بود که کودکان تا قبل از ۱۲سالگی قدرت تفکر انتزاعی و فلسفی را ندارند و فقط باید واقعیات معمولی را به آنها یاد داد.

۳. نقد به عدم آموزش فلسفه در مدارس ابتدایی

۴. نقد به تصور رایج در مورد هوش و توانایی های تعقلی کودکان

۵. نقد به اقتدار غیرموجه معلم در کلاس درس با تأکید بر اصل دلیل خواهی

کارگاه با نمایش فیلمی از یک کلاس فبک ادامه یافت. در این فیلم بچه ها در کلاس می دانند که برای اظهار نظر باید اجازه بگیرند و باید برای نظر خود دلیل بیاورند(حتی اگر سؤال بله – خیر باشد). با استفاده از پرتاب توپ نوبت می گیرند. بعضی وقت ها از صحبت بچه ها باز سؤال دیگری بیرون می آید. بعضی سؤال ها به صورت موافق یا مخالف پاسخ داده می شود که آنها را هم باید با دلیل بچه ها پاسخ دهند.معلم در جمع بندی پرسش اصلی را روی تخته نوشته و پاسخ های بچه را می نویسد، بعضی از اینها باهم درتناقض اند و بعضی همدیگر را تکمیل می کند و بعد دوباره می پرسد. بهترین دلیل و استدلال چیست و بحث را در جهت موافقان و مخالفان در بحث ها با نشستن و بلند شدن خود را نشان می دهند و باز اظهار نظر می کنند و بعضی در حین بحث نظرشان عوض می شود. دوباره داستان خوانده می شود و بچه ها به گفتگوهای گروهی باهم می پردازند. و باز دوباره معلم سؤال می کند و بچه ها فردی اظهار نظر می کنند. یک کمک تسهیلگر وجود دارد که او هم در گروه های بچه‌ها شرکت می‌کند و به آنها در بحث کمک می کند. معلم تصویری دارد که با توجه به پاسخ های بچه ها آن را تغییر می دهد. در برخی از موارد در کلاس های فلسفه برای کودکان داستان خوانی و داستان گویی اجرا می شود.

موضوع بعدی کارگاه روز اول مؤلفه ها و پیش فرض های فلسفه برای کودکان بود. این مولفه ها عبارتند از:

۱. ردّ عینیت‌گرایی از نظر لیپمن: به این معنا که ما عینیت و واقعیت های از پیش تعیین شده ای نداریم. ما هستیم که واقعیت را شکل می دهیم.

۲.  گفتگوی اندیشه ورزانه: اولا ایده هایی که داشته ایم را زیر سؤال می برد، سپس توانایی آنها را در حل مسائل می سنجد و معناسازی و تأسیس ایده هایی مبتنی بر ایده های دیگران، یعنی اگر قابلیت نداشتند آنها را کنار می گذارد و ایده های جدیدی را مبتنی بر اندیشه‌های دیگران می‌سازد. فبک بررسی نمی‌کند که آیا ایده‌های مطرح شده «توصیف درستی از واقعیت دارند یا نه»؛ بلکه فبک فقط می گوید ما چه چیزی از واقعیت را درک می کنیم.

۳. فبک به شدت پایبند به معیارهاست اما اینکه منبع این معیارها چیست و درستی ملاک و معیار را چگونه می فهمیم؟ این باید مورد بحث قرار بگیرد و در این باره فبک نظر خاصی دارد.

۴. باز تعریف معنا، ماهیت و کارکرد فلسفه و ارتباط معنادار تعلیم و تربیت با آن

نزدیک کردن معنای فلسفه به معنای فلسفه کاربردی. لیپمن معتقد است که فلسفه باید به معنای زندگی نزدیک شود و زندگی ما را با کیفیت‌تر و بهتر کند. بنابراین، باید جایگاه کاربردی و عمل‌گرایانه پیدا کند. از نظر او فلسفه زمانی کاربردی و با ارزش است که بتواند توانایی تفکر برای خود را (thinking for itself)به افراد یاد بدهد و افزایش دهد تا بتوانند پاسخ های مناسب عملی- برای حل مسائل مختلف زندگی - به انسان بدهد یعنی سؤالاتی که در زندگی با آن مواجه اند، بهتر پاسخ دهند. پس از نظر او فلسفه، آشنایی با نام فلاسفه و تاریخ فلسفه نیست. بلکه فلسفه یعنی یادگیری اندیشیدن عقلانی و فلسفه‌ورزی و استدلال کردن.

در ادامه این کارگاه، مدرس به بیان ویژگی‌های معلم از نظر لیپمن پرداخت:

- تعهد به انجام کندوکاو فلسفی 

- معلم فبک باید ذهن فلسفی داشته باشد، باید منطق بداند و عملا بتواند آن را پیاده کند، یعنی باید ذهن پرسشگر و منطقی داشته باشد و انعطاف لازم را داشته باشد.[متأسفانه آنچه در ایران از فبک پیاده می شود، نسخه های من درآوردی است. لیپمن وقتی دید نمی تواند فبک را به دانشجویان فلسفه یاد دهد برای معلمان کلاس گذاشت و کلاس هایش این بود که به آنها تفکر درست را یاد دهد.]

- معلم میانجی پرسش ها و محرک پرسش و ماهر در پرسشگری در زمان مناسب است.

- معنا و جایگاه اخلاق و ارزش ها در برنامه فبک

وی افزود: مهم ترین مباحث آموزشی در برنامه فبک کندوکاو اخلاقی و بررسی ارزش های اخلاقی است. او معتقد است کودک باید اجازه داشته باشد از هر نظام ارزشی که آمده، اظهار نظر کند و هر نظام ارزشی را بتواند مورد نقد قرار دهد. او تأکید می کند که ارزش ها باید تا حد امکان بیرون کلاس گذاشته شوند و بعد در کلاس در موقعیت مورد بحث قرار بگیرند و با دلیل پذیرفته شوند. ممکن است ارزش قبلی با بحثی که در کلاس انجام می شود دوباره تأیید شود یا تکمیل شود و یا اصلا رد شود.

این محقق و نویسنده کشورمان اظهار کرد: یکی از بحث های اخلاقی این است که انسانها در موقعیت های پارادوکسیکال چگونه باید عمل کند؟ مثلا در بحث پیوند اعضا و... تسهیلگر در این موارد باید اجازه دهد دانش آموزان خود به نتیجه برسند. در این موارد مهارت مربی در تصمیم گیری درست بچه ها بسیار مهم است. تا با ذهن آشفته از کلاس بیرون نروند.

در ادامه مدرس، آموزش مشارکتی را به شیوه عملی اجرا کرد. این کار از طریق بازی تبادل توپ صورت گرفت. در این بازی توپ نمادی از کلام و رد و بدل کردن توپ نشانه رد و بدل کردن کلام است. از آنجا که فبک با فن بیان و با درست بیان کردن مطلب خیلی ارتباط دارد لذا لازم است از این مهارت استفاده شود. ماحصل این فعالیت تدوین قوانین یک کلاس درباره گفتگو بود.

پس از پایان روز اول، همه اعضا در برگه های صورتی کوچک، دو نکته مثبت و در برگه های زرد کوچک ۲ نکته منفی نوشتند. همه دسته بندی شدند و به صورت عبارت P۴C روی یک روزنامه دیواری چسبانده شد و به دیوار نصب شد. در انتهای کلاس هم تصاویری به عنوان خوراک فکری نشان داده شد تا در روز آینده راجع به آن گفتگو شود.

گزارش دومین روز کارگاه

کلاس با بازخوردگرفتن از نظریات و توضیحات یکی از اعضای کارگاه در خصوص نظرات افراد که روز قبل مکتوب شده بود آغاز شد. این فعالیت به صورت عملی یکی از شیوه های ارزیابی را آموزش می داد.

اولین محتوای کارگاه روز دوم با تصاویر روز قبل آغاز شد. این تصاویر که در خصوص ویژگی های تسهیلگر بود تک تک مورد بررسی قرار گرفت و هر یک از اعضا یک تصویر را انتخاب کرده و برداشتهای خود را بیان می کردند. این بحث ضمن انتقال ویژگی های تسهیلگر فبک به صورت کاربردی گفتگو و نظر دادن گروهی در کلاس را تمرین می کرد تا فرایندی را قدم به قدم طی نکنید، فرایند آموزش اتفاق نمی افتد.

گزارش سومین روز کارگاه

صبح روز سوم با ارزیابی روز قبل و با شیوه گروه بندی جدید صورت گرفت. علاوه بر این شیوه جدیدی برای یادآوری مطالب قبل آموزش داده شد. این شیوه عبارت بود از نوشتن چند کلید واژه توسط افراد و توضیح آن توسط اعضا کلاس، محتوای روز سوم با عنوان روش آموزش فلسفه برای کودکان به شرح ذیل آغاز شد:

۱. کندوکاو مشترک

۲. انتخاب دقیق متن آموزشی مناسب با کلاس. محتوای آموزشی فلسفه برای کودکان داستان است البته برخی از تصویر و فیلم و انیمیشن هم استفاده می کنند. داستان ها مناسب با سن کودک و حاوی مسائل چالش برانگیز و پرسش های مبتلابه کودکان در زندگی است.

۳. حلقه وار نشستن(circle) یعنی در کلاس همه بتوانند یکدیگر را ببینند و واکنش هم را متوجه شوند. معلم هم مانند دانش آموزان عضوی از حلقه است.

۴. استخراج کلمات دشوار

۵. قرائت داستان

۶. طرح پرسش های باز و بسته

۷. طرح ایده هایی که در طول داستان برای بچه ها جذاب بوده.

۸. نگارش سؤالات روی فیلیپ چارت

۹. نوشتن نام پرسش کننده مقابل هر پرسش در پرانتز(برای افزایش اعتماد به نفس کودکان)

۱۰. بیان و تشریح پاسخ ها و دیدگاه ها توسط دانش آموزان در گروه های ۲ نفره/۴-۵ نفره (گروهی فکر می کنند و تفکر جمعی آنها شکل می گیرد چون مجبورند گفتگو کنند، استدلال کنند و اقناع کنند)

۱۱. انتخاب یک نفر از میان گروه به عنوان نماینده و جمع بندی نظرات گروه (دلیل آوری)

۱۲. فرایند دلیل آوری: بله، به این دلیل که... خیر، به این دلیل که...

۱۳. به کارگیری مهارت های خوب گوش دادن، با اجازه صحبت کردن، رعایت نوبت = از توپ یا چوب نوبت می توان استفاده کرد، حرف کسی را قطع نکردن، مشارکت.

ادامه کارگاه روز سوم با عنوان بررسی نظری برنامه فلسفه برای کودکان (خوانش متیولیپمن) برگزار شد: این بررسی شامل فواید برنامه فبک و نقدهای آن گردیده است. فواید آموزش با روش فبک(نقش آفرین در زندگی عینی انسان) شامل:

* امکان بررسی مشکلات خود کودکان و دستیابی به راه حل آنها با کمک خود آنها (قدرت حل مسئله)

* قابلیت های اخلاقی فردی و اجتماعی در کودکان را تقویت می کند:

* تقویت اعتماد به نفس در کودکان. اگر بچه ای مشارکت نمی کند معلم موظف است به نحوی او را وادار به بحث کند.

* ایجاد و افزایش عزت نفس و حس مسئولیت پذیری در کودک در برابر نظرات خود و دیگران؛

* رشد شخصیتی کودک در ابعاد مختلف ازجمله شود: قدرت تکلم، قدرت استدلال آوری و...

* معنادارکردن آموزش علمی برای کودکان و تقویت وحفظ روحیه ی پرسشگری آنها.

صدر با بیان ایتکه مهم ترین نقدها به برنامه فلسفه برای کودکان شامل نسبی گرایی، عمل گرایی و مفهوم عقل است، گفت: در فلسفه برای کودکان ما شکاکیت نداریم. اما این برنامه علی رغم اینکه نمی خواهد به ورطه نسبیت گرایی بیفتد، ولی در این حوزه می افتد. لیپمن معتقد است نباید ارزش از پیش تعیین شده را به کودک دیکته کنیم.در نتیجه باید دانش آموزان و معلم تا حد امکان باورهایشان را پشت در بگذارند. همچنین با تأکید بر عمل و تجربه زیسته به عملگرایی معتقد است. درعرصه یادگیری در حین عمل، عملگرایی بسیار مهم است، اما اصالت دادن به عمل در همه عرصه ها درست نیست.

وی اضاف کرد: نکته دیگر پژوهش بی پایان معنا است. در فلسفه برای کودکان هیچ حقیقتی برای معنا وجود ندارد. معنایی که در یک مرحله به دست می آید ممکن است جای دیگری کنار گذاشته شود. در نتیجه شما همواره در حال معناسازی و معنایابی هستید؛ نقد به این نکته این است که ما باید در معنایابی و معناسازی ملاک داشته باشیم. لیپمن معتقد است نسبی‌گرا نیست اما اگر مؤلفه های فوق را که همه مستخرج از حرف های خودش هست، کنار هم بگذاریم، به نسبیت گرایی می رسیم.

این مدرس دانشگاه بیان کرد: ما دنبال جبر نیستیم و نمی خواهیم معنا را بر فرد القاء کنیم زیرا پذیرفتن معنا به صورت اجباری یا تحمیلی صحیح نیست اما اینکه معنایابی بی پایان است که لیپمن بر آن تأکید دارد، مشکل ساز است. تنها معیاری که لیپمن برای معنایابی و تفکر در فلسفه برای کودکان ارائه می دهد، تفکر انتقادی، منطق و استدلال است اما اینکه آیا منطق توان سنجش و ارائه همه ی ملاک ها و معیارها را در برخی عرصه های اخلاقی یا متافیزیک دارد یا نه؟! این محل بحث است. زیرا در برخی از عرصه منطق و تفکر انتقادی برش نداریم مثلا خیلی از عرصه‌های اخلاقی قابلیت ارائه استدلال های منطقی ندارند.

وی تصریح کرد: همچنین مقصود از عقلانیت در لیپمن عقلانیت ابزاری، عقل محاسبه گر، عقل معاش است. عقل خود بنیاد که در جهان غرب بعد از مدرنیته، ظهور یافته است. اما در فرهنگ اسلامی ما این عقل، یک حجت باطنی است که دارای محدودیت است و این حکمی است که خود عقل می دهد یعنی همین را هم خودش می فهمد. عقلی که در دین می گوییم با قلب در ارتباط است و ، مثلا در روایتی داریم که انسانی که گناه می کند، عقلش کم می شود. معنای این روایت این است که قلب چون با تزکیه نفس مرتبط است وقتی شما تزکیه نفس می کنید به عقلانیت متعالی تری دست می یابید.

کارگاه روز سوم با «خواندن کتاب قصه» = «چگونه از شرّ گرگ خلاص شویم؟» مناسب برای کودکان حدودا ۱۰ ساله و طرح سوالات باز و بسته مطابق با جدول ذیل به صورت کارگروهی پایان یافت.

گزارش چهارمین روز کارگاه

اولین جلسه روز چهارم  با ادامه نقدهای فلسفه برای کودکان آغاز شد.

صدر طی سخنانی گفت: بحث های ما در کلاس های فلسفه برای کودکان نباید open ended باشد، اینها باعث مغشوش شدن و درگیر شدن ذهن کودک می شود (آسیب های روانشناختی). بنابراین باید روش سقراط را در پیش بگیریم سقراط می دانست حقیقت چیست؛ او دربرابر سوفسطائیان که حقیقت را نمی پذیرفتند ایستاد و ادعا کرد که حقیقت وجود دارد و می توان به آن دست یافت و خود برای رسیدن به حقیقت روش ارائه داد. 

وی افزود: یکی از دلایلی که pwc مطرح شد این بود که تاریخ فلسفه را نمی توان از فلسفه جدا کرد. بنابراین اگر شما با سؤالات «آبی» روبرو می شوید جواب آنها را پیدا کنید. نگاه غیرتقلیدی بنده این است که من آموزش تفکر انجام می دهم، و از p۴c هم استفاده می کنم؛ همچنین از تسهیلگری و مهارت های مفید آن استفاده می کنم، همچنین از مکاتب و نظریات مطرح شده دیگر در حوزه تعلیم و تربیت بهره می برم تا به کودکان تفکر آموزش دهم.

این مدرس در ادامه سخنانش تصریح کرد: برخی در عالم  غرب می گویند: فلسفه معنای خاص خودش را دارد و شامل تاریخ فلسفه، مفاهیم فلسفی، هوش فلسفی، پرسش ها و پاسخ های فلسفی است. بنابراین، بهتر است به جای فلسفه برای کودکان بگویید منطق برای کودکان. این نقد هم در غرب و هم در داخل به طور جدی بر فلسفه برای کودکان وارد شده؛ چون ما اجازه نداریم معنای علم را به روش آن تقلیل دهیم. این نقد وارد است و بهتر است اسم این برنامه را فلسفه ورزی یا اندیشه ورزی برای کودکان بگذاریم.

وی اضافه کرد: لیپمن دو سال مستمر با هر مربی فلسفه برای کودکان کار می کرد. اول به آنها مهارت ها را یاد نمی دهند بلکه مبانی را مطرح می کنند، فلسفه به مربیان یاد می دهند و بعد از مدتها سراغ مهارت ها می روند. اگرچه ابزار تفکر ومنطق خیلی کمک کننده است اما باید به بچه ها بگوییم که ما نیاز به اصول ثابت و پایداری داریم. برخی پرسش های P۴C پرسش های آبی هستند، فقط آنها را در کلاس بحث می کنیم. در بین آنها هم قدر مشترک آنها و مفاهیم مشترک بین آنها را مورد بحث قرار می دهیم و به شیوه ی سقراط و گفتگو محور پیش می رویم. در باب منبع معرفت لیپمن عقل و تجربه را به عنوان منبع معرفت معرفی می کند ولی ما وحی و شهود (منبع بین الاذهان نیست) را هم به عنوان منبع معرفت می پذیریم. روش های کسب معرفت هم یکی از مباحث معرفت شناختی مهم است، در این مورد هم ما با لیپمن بحث داریم.

در انتهای روز چهارم کتاب شناسی به شرح ذیل انجام شد:

* کتابهای فلسفه با کودکان PWC :

- سؤال های چندهزارساله(۶جلد)، نوشته استیون لو، ترجمه منصوره حسینی؛(برای سنین نوجوانان مناسب است)

- پرسش های نخستین، پاسخ های بی پایان(۶ جلد) با نویسندگان مختلف ایرانی(براساس فلسفه غرب نوشته شده است.)

- آقای پرویزی در کتاب خود سعی کرده اند مفاهیم فلسفی فلسفه اسلامی را با زبان کودک به او یاد دهند = فلسفه اسلامی: طرح درس هایی برای آموزش به کودکان،  نوشته مهدی پرویزی.

* کتابشناسی فلسفه برای کودکان P۴C :

- چطور از شر گرگ خلاص شویم؟= کتاب خوبی است.

- بهترین دوستان، نوشته مارگارت وایلد، ترجمه فرزانه شهرتاش= بر پایه مفهوم دوستی، این کتاب براساس مبانی اسلامی محتوای خوبی ندارد، چون رابطه دوستی بین خانم و آقای نامحرم شکل می گیرد.

- دوستان صبور نوشته کلرژوبرت = کتاب خوبی است ولی براساس فلسفه برای کودکان نوشته نشده و بهتر است صفحه ی آخر آن خوانده نشود.

- اِی ... همچین؛ مفهوم کمال و زیبایی (این کتاب گرچه خوب است اما به سمت نسبی گرایی پیش می رود.)

- باغچه امیلیا الیکات، نوشته لیلیانا استفورد؛ این کتاب گرچه خوب است ولی مبتلا به کودکان ما نیست چون راجع به همسایگی یک انسان شهری با یک انسان روستایی است. همچنین قهرمان داستان بزرگسالی است که کودکان نمی توانند با آن همراهی کنند.

 * کتابشناسی فلسفه برای کودکان به سبک اسکار برنی فیه(استاد فرانسوی):

- کودکان فیلسوف نوشته اسکار برنی فیه، انتشارات شهرتاش

- مجموعه کتابهای فلسفه به زبان ساده (فلسفه برای نوجوانان)= شبیه کتاب های فلسفه برای کودکان است اما نه فلسفه برای کودکان و نه فلسفه با کودکان:

*کتابهای فلسفه به زبان ساده:

-  من و دنیای بیرونم (مفهوم مشارکت اجتماعی را به کودکان یاد می دهد)، دنیای فیلو، من و دنیای درونم، چگونه دنیا را متحد کنیم(اخلاق برای کودکان و نوجوانان)، من و دنیای احساساتم،  دنیایی را تصور کن که ... نوشته برژیت لایه    

این مجموعه، داستانهای نصف صفحه ای دارد، کاملا داستان های موقعیت محور دارد که هدفمندند و پایان باز ندارند. درپایان هر فصل تمرین های فلسفی دارد و پرسش های فلسفی انتخابی برای کودکان دارد. بحث های این کتاب ها کاملا القایی است، یعنی مفاهیم مشخصی به کودکان القا می شود که بعضا با مبانی مورد قبول ما هماهنگ نیست مثل بحث «پلورالیسم».

*کتاب های مفهومی – اخلاقی کودکان:

- ما برای هم ساخته شده ایم = نوشته تادپار(خوش همجنس باز است و در پایتخت آنها زندگی می کند) = ترجمه شقایق خوش نشین؛ این کتاب براساس مفاهیم همجنس بازی نوشته شده و مفهوم خانواده دقیقا براساس نظر همجنس بازان توصیف شده. حتی رنگ های این کتاب براساس رنگ های پرچم همجنس بازان انتخاب شده است.

*کتاب های داستانی استدلالی و فکری متفاوت از سبک فبک

- کتابهای کلرژوبرت لینالونا، آرزوی زنبورک، سؤال موموکی

- کتاب های داستانی فکری فارسی (قابل استفاده در کلاس های فبک ولی بر این اساس نوشته نشده اند. 

دارکوب و کرگدن = نوشته فرهاد حسن زاده

گندم از گندم بروید = نوشته سید حسن حسینی

کتاب های کلرژوبرت = ۵ جلد: دوستان صبور و... 

- داستان های بومی فارسی در ارتباط با برنامه فبک: آموزش تفکر به کودکان (نگاه انتگرال به علم)، دکتر احمد اکبری.

* کتابهای متیو لیپمن :

«فلسفه در کلاس درس»          

 «کودکان و مهارتهای تفکر»

= دو ترجمه از یکی از کتاب های لیپمن 

Thinking in education

متیو لیپمن = انگلیسی در فضای مجازی وجود دارد.

Philosophy goes to school

متیو لیپمن

- کتاب ۱۲ جلدی برای تربیت مربی فبک = پژوهشگاه علوم انسانی گروه فبک، انتشارات کرگدن = انیمیشن برای آموزش فلسفه به کودکان

کد خبر 4694200

افشاگری درباره فساد کلان در صنعت خودروسازی؛ ۲۵۰ میلیون دلار برای طراحی صندوق پژو ۲۰۶

نامه سرگشاده کهنه‌سرباز ایرانی به ترامپ

افشاگری درباره مرگ هادی نوروزی

منبع این خبر، وبسایت www.parsine.com است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۴۷۵۷۶۶۰ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

دیگر خبرها

  • راه حل تبادل پایدار اطلاعات کوتاژ صادراتی در ۲ سامانه جامع گمرک و تجارت چیست؟
  • معاون دیوان محاسبات: وجود ۲۰ هزار پرونده تخلف مدیران زیبنده نظام نیست
  • سخت‌گیری مدیران خوزستانی باعث فرار سرمایه‌گذاران می شود
  • دولت سایه؟ - به‌اصولگرایان ربطی ندارد
  • مفهوم توانمندسازی سبب کارا تر شدن نظام سلامت می‌شود
  • بهره وري در کشور مهجور واقع شده است
  • آزادسازی نفت‌کش ایرانی آغازی بر گفت‌وگوهای منطقه‌ای
  • افزایش شعب اخذ رأی در تهران
  • فارس| اعطای بی‌رویه مجوز ساخت پاساژ معیشت اصناف را به خطر انداخته است
  • مقصر افزایش بی رویه سوخت کیست!
  • برخی از شفافیت دولت الکترونیک می‌ترسند
  • اعتراض وکیل نجفی به رای دادگاه
  • طرز تهیه بیسکوییت با رویه شکلات
  • برداشت بی‌رویه آب‌های زیرزمینی، عامل فرونشست دشت کاشان
  • طبق رای دیوان عالی کشور تفاوت دیه زنان پرداخت می شود
  • ماهیت مفهوم اخوت دینی در قرآن کریم و آثار اجتماعی آن
  • اتمام حجت جبهه پایداری با اصولگرایان /تیر خلاص به شورای وحدت/توجیهات فرزندانِ سیاسی مصباح برای «برهم زدن» بازی وحدت/ورود پایداری به انتخابات ۹۸ با لیست مستقل؟
  • اتمام حجت جبهه پایداری با اصولگرایان /تیر خلاص به شورای وحدت
  • گزارش اختصاصي از مقابل دادگاه عالي جبل الطارق