مشاهده اخبار داغ روز

رکنا: اوایل که در زمینه ممنوع‌ الکاری ایشان حرفه‌ای نشده بودم، کاغذ و قلم بر می‌داشتم و به نیت این یا آن مسئول، نامه می‌نوشتم و سعی می‌کردم اتهامات بی اساس و توهین‌های آزار دهنده را جواب دهم که مثلا فلان عکس در فلان جای خصوصی برداشته شده و فلان حرف را ایشان نگفته‌اند ولی این نامه‌ها غالبا به دستشان نمی‌رسید؛ یعنی ارسال نمی‌کردم.

حجم ویدیو: 4.10M | مدت زمان ویدیو: 00:00:46

این‌ها بخشی از اظهارات حامد احمد ـ همسر فاطمه معتمدآریا است که درباره دوران ممنوع‌الفعالیتی این بازیگر Actor سینما Cinema و تئاتر و تاثیرات آن بر زندگی‌ مشترک‌شان مطرح کرده است.

او در گفت‌گویی که در ماهنامه پاراگراف منتشر شده در پاسخ به اینکه دوران ممنوع‌الکاری فاطمه معتمدآریا چه تاثیری روی زندگی مشترکتان گذاشت؟ می‌گوید: هر بار متناسب با علت ممنوع الکاری، تاثیرش متفاوت بود. اولین بار است که در این مورد صحبت می‌کنم و نمی‌خواهم این فرصت را از دست بدهم. شاید سخنرانی پانزده، شانزده سال پیش ایشان در دانشگاه مریلند شروع خوبی باشد. موضوع سخنرانی سه نسل بازیگری زن در سینمای ایران بود؛ بخشی از حرف‌های ایشان را که تبدیل به جنجال و برگه ثابتی در پرونده و دلایل ممنوع الکاری شان شد عینا نقل می‌کنم؛ قدری طولانی است ولی گمان می‌کنم لازم است.

طبق اشاره احمد صحبت‌های معتمدآریا در آن دانشگاه به این ترتیب بوده است: «سینمای بعد از انقلاب با حذف تمامی آثار و شاخص‌های قبل آغاز شد. سینمایی که دیگر در آن جایی برای بسیاری از بازیگران و ستاره‌های قبل به ویژه زنان وجود نداشت. در آغاز این دوره سینمای ایران با نسل جدیدی از بازیگران به ویژه زنان بازیگری رو به رو شد که عمدتا ریشه و پیشینه تئاتری داشتند؛ تئاتری‌هایی که در دوره قبل نگاهی تحقیر آمیز به جریان حاکم سینما داشتند و به آرمان‌هایی فراتر از سینمای تجاری فکر می‌کردند. این نسل به دنبال شهرت و ستاره شدن هم نبودند و ستاره بودن را در هنر Art بازیگری می‌دانستند و نماینده تفکر ناب هنری بودند که از یک سو با مقاومت تفکر باقی مانده از دوره قبل که به دنبال حفظ حداقل‌های مطلوب گیشه و استفاده از بازیگرانی با ظاهری مطلوب و … بود رو به رو و از سوی دیگر با تفکرات و معیارهای دولتی درگیر بود. حضور و نفوذ یکباره عوامل تحصیل کرده سینما در تمامی رشته‌ها اعم از کارگردانی و فیلمبرداری و صحنه و لباس و حتی تهیه کنندگی سینمای ایران را در محاصره دانش خود قرار داد و عملا جریان و تفکر غالب سینمای دوره قبل تاب مقاومت نیافت و از صحنه خارج شد (هر چند موقت) ولی نحوه حضور زن در سینما با توجه به خواسته‌ها و دریافت‌های دینی هنوز روشن نبود. حذف عناصری چون سکس و خشونت و کاباره و الکل و آواز از سینما عملا جاذبه‌های پیشین حضور زن در سینما را برای مخاطب از بین برده بود و با حذف اینها جایگاه زن در سینمابه عنوان بازیگر نیز باید حذف و یا معنای دیگری پیدا می‌کرد ولی سینمای نوپای ایران هنوز زن را به عنوان محور و عامل پیش برنده داستان در فیلم قبول نداشت و یا نمی‌شناخت، برای همین در سال‌های آغازین این دوره زنانی را در سینما می‌بینیم که صرفا در حال بچه‌داری و یا چای آوردن و غذا دست کردن و … هستند و نمونه‌های بسیار کم و معدودی هستند که به حضور اجتماعی زنان در جامعه پرداخته باشند. اما نسل نو برای خواسته‌های دیگری به میدان آمده بود و خود را آرام آرام و به تدریج به این خواسته نزدیک می‌کرد و این فقط مختص زنان بازیگر نبود. زنان در بسیاری از زمینه‌ها با شکستن قبح کار و حضور در فعالیت‌های اجتماعی وارد صحنه شده بودند ولی زمان، زمان جنگ و مردانه بود و دوره فیلم‌های جنگی که نقش زنان در آنها ناچیز بود. کم کم جایگاه و چگونگی حضور زن در سینما مثل بخش‌های دیگر روشن می‌شد و به این ترتیب حضور زن در سینما نه تنها حذف نشد، که معنا پیدا کرد فقط بازی و هنر بازیگری …»

وی ادامه می‌دهد: این قسمتی از متن سخنرانی ایشان (معتمدآریا) در آن دانشگاه است، اما جمله‌ای که چند روز بعد تیتر یکی از روزنامه‌های معروف شد و به یکی از اتهامات و دلایل ثابت برای ممنوع الکاری همواره بدل شد این بود که شما از حذف سکس و خشونت و الکل (یا همان کاباره) در سینما ابراز تاسف کرده‌اید! و ایشان هر بار باید این موضوع را توضیح می‌دادند تا فرد سوال کننده جدید متوجه منظورشان شوند.

حامد با بیان اینکه «در تمام موارد ممنوع الکاری، چیزی که بیش از همه مرا آزار می‌داد بی عدالتی، دروغ و ظلم در مورد کسی بود که می‌دانستم و می‌دانم روح ظریف و شکننده‌ای دارد و تا چه حد صادقانه برای حضور اندیشمندانه نقش زن در سینما زحمت کشیده است» می‌گوید: اوایل که در زمینه ممنوع الکاری ایشان حرفه‌ای نشده بودم کاغذ و قلم بر می‌داشتم و به نیت این یا آن مسئول نامه می‌نوشتم و سعی می‌کردم اتهامات بی اساس و توهین‌های آزار دهنده را جواب دهم و بگویم که مثلا فلان عکس در فلان جای خصوصی برداشته شده و فلان حرف را ایشان نگفته‌اند و … البته این نامه‌ها غالبا به دستشان نمی‌رسید؛ یعنی ارسال نمی‌کردم. بعدتر که حرفه‌ای شدم حس کردم که انگار تعمد و اراده‌ای وجود دارد برای اینکه سینما از تفکر و اندیشه ورزی دور شود و بدتر از این احساس کردم که طرح چنین موضوعاتی بی ارزش و تحریف و نسبت دادن حرفه‌هایی مثل تاسف معتمدآریا از حذف سکس و خشونت در سینما، از سر دلسوزی برای سینمای متفکر و اصیل نیست؛ شاید تفکری است که دوست دارد امثال ایشان واقعا حرف‌ها را زده باشند تا او را هم در مجموعه سینمای مورد علاقه خود، یعنی سینمای مبتذل و فاقد تفکر و اندیشه و بی اعتبار نزد مردم قرار دهند. البته می‌دانم در مورد ایشان موفق نبودند ولی در مورد من موفق شدند، چون نامه نویسی را تعطیل کردم و این تاثیر ممنوع الکاری‌ها در زندگی ما بود.

این گفت‌وگو که بخشی از آن در اینجا بازنشر می‌شود به بهانه انتشار دوازدهمین شماره ماهنامه هنرهای نمایشی «پاراگراف» به سردبیری محمدرسول صادقی که به طور ویژه به فاطمه معتمدآریا اختصاص دارد.

در این شماره با توجه به سابقه و فعالیت معتمدآریا و جایگاه این بازیگر در سینما و تئاتر و نیز فعالیت‌های اجتماعی هنرمندان متعددی درباره او مطالبی را نوشته‌اند.

رخشان بنی‌اعتماد، سیروس الوند، محمد مهدی دادگو، ناصر ملک‌مطیعی، سیف‌الله صمدیان، مرضیه برومند، ابوالحسن داودی، علیرضا رئیسیان، رضا بابک، تورج منصوری، بهرام شاه‌محمدلو، مجید مدرسی، ابراهیم وحیدزاده، محمدعلی سجادی، رضا فیاضی و مسعود کرامتی و همچنین نریمان حامد (پسر این بازیگر )بخشی از اسامی افرادی است که به بیان خاطره و مطلبی از آشنایی و همکاری خود با معتمدآریا پرداخته‌اند.

منبع: رکنا

سفر مهم رئیس‌جمهور به ژاپن؛ روحانی در توکیو به دنبال چیست؟ خبری در راه است؟

محمدرضا حیاتی: خوانندگان پیش از انقلاب، به چه جرمی نمی‌توانند به کشور برگردند؟

پاسخ عباس عبدی به سردار جعفری؛ در ۴۰ سال گذشته مردم در انتخاب خود به خطا رفته‌اند؟

رونمایی از مرسدس بنز GLA مدل ۲۰۲۱+عکس

مدارس کدام استان‌ها دوشنبه ۲۵ آذر ماه تعطیل است؟

منبع این خبر، وبسایت www.rokna.net است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۴۷۵۷۸۳۶ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

خبر بعدی:

«خروج» از قاعده؛ اوج چگونه‎ خلاء سیاستگذاری در سینما را پر می‌کند؟

فروش بالای کمدی‌ها در سینمای ایران یک اتفاق غیرمعمولی نیست، ولی اینکه فیلم‌های جدی بتوانند مخاطب را به سینما بیاورند، اتفاق نادر و کم‎نظیری است.

خبرگزاری فارس ـ گروه سینما: در کشور ما باید خرج سیاستگذار فرهنگی در حوزه سینما را از کارگردان‌هایی که برحسب علایق و دلبستگی‌های شخصی سراغ سوژه‎های مورد تایید سیاست رسمی می‌روند، جدا کرد. سینمای ایران در دنیا با یک ژانر غالب و با عنوان «سینمای خانوادگی» شناخته می‎شود. خانواده به‌عنوان کوچکترین و مهمترین نهاد اجتماعی، محوری‌ترین موضوع در پرداخت‎های سینمای بعد از انقلاب بوده است. در این پرداخت، کارگردانانِ زن نام‌آشنای سینما با نگاه‌های خاص خود به دفاع از زنان به‌طورکلی و مشکلات دختران به‌طور خاص پرداختند و کارگردان‌های شاخص بین‌المللی مرد سینمای ایران نیز از نگاهی دیگر زنان را قربانیان بزرگ این نهاد اجتماعی در جامعه ایران معرفی کردند و سعی داشتند راه را برای حضور در اجتماع بزرگتری به نام جامعه باز کنند تا بلکه به گمان خودشان در باز کردن بندهای این اسارت سهمی داشته باشند. این عمل سینمایی، درست بر خلاف سیاستگذاری رسمی و باورها و اعتقادات فقهی و عرفی ماست که اجروقرب ویژه‌ای بر نقش زنان به‌عنوان مادر در خانواده قائل هستند. از اینجاست که بیان شد باید خرج سیاستگذار فرهنگی در حوزه سینما را از کارگردان‌هایی که برحسب علایق و دلبستگی‌های شخصی سراغ سوژه‎های مورد تایید سیاستگذار فرهنگی می‌روند، جدا کرد. معنی این حرف این است که فیلم‎های قابل دفاع تولید در حوزه سینما را نباید به حساب درستی سیاستگذاری گذاشت، بلکه باید از آن به‌عنوان یک اتفاق نام برد.

انتقاد از سیاست‎های فرهنگی کلان کشور در زیرلایه‌های سینمای خانوادگی کاملا مشهود است و به باور برخی از منتقدان اگر این آثار در بیرون از مرزهای ایران مورد توجه قرار می‎گیرند، به علت زیر سوال بردن ارزش‌ها و باورهای فرهنگی ماست و چون سیاست رسمی در مقام حفاظت و حراست از این ارزش‌ها برآمده است، کارگردانان این آثار هم به انجام عمل سیاسی متهم می‎شوند. درست عکس این قضیه در داخل کشور هم صادق است؛ یعنی کارگردانی که در راستای تایید سیاست‎های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور که برآمده از عرف و ارزش‌های جامعه است فیلم می‎سازند، محافظه‌کار و حافظان و تقویت‌کنندگان شرایط موجود و غیرمردمی تعریف می‌شوند و در این تقابل، عمل اینها نیز در نزد گروه اول اگر سیاسی‎تر از کار آنها نباشد، کمتر نیست. عموماً گروه دوم، گروه اول را به خاطر سرسپردگی، وابستگی و بعضا وادادگی در برابر ارزش‎های بیگانه می‎رانند و گروه اول، گروه دوم را به خاطر ابراز سیاست قرار گرفتن شایسته توجه نمی‌داند. با اینکه هر دو گروه سایه سنگین سیاست بر روی فرهنگ و اجتماع را مورد نقد قرار می‎دهند، ولی دعوای بین واداده‌ها در برابر ساختار کلی غرب و متعهدها به ارزش‎های ایرانی و اسلامی و انقلابی، همچنان سکه رایج بازار سینماگران صاحب‌اندیشه سینمای ایران است. دراین‌بین نیز کمدی‎سازان به دور از هر هیاهو و جنجالی همواره مشغول فعالیت هستند و گیرهای ارشادی به آثارشان هم با حذف چند دیالوگ که دوز بالای دارد، حل شدنی است.

در این وضعیت است که تصویر شرایط تازه حاکم‎شده بر سینمای ایران که از ابتدای دهه 90 ظهور کرده، خود را بهتر از هر زمان دیگری نشان می‌دهد. این تصویر جایی است که در آن کارگردان‌های جوان و حرفه‎ای سینمای ایران انتخاب می‎شوند که فیلم خاص برای سیاست خاص بسازند؛ این یعنی پر شدن خلاء عدم‎هم‌راستا بودن سیاست فرهنگی و محصول فرهنگی. چون در مجاری رسمی برای صدور پروانه ساخت و پروانه نمایش تساهل و تسامح آشکاری نشان داده می‎شود و اگر فیلمِ برروی‌پرده از طرف مخاطب مورد اعتراض قرار نگیرد، ساخت و نمایش هر نوع مضمون و محتوایی با مخالفت روبه‎رو نمی‎شود و این سیاست نیز با عناوینی مثل به رسمیت شناختن «تکثر فرهنگی» قابل توجیه است. خوشبختانه در شرایط جدید حاکم بر سینمای ایران که به شکل غیررسمی و در مقام تهیه‌کننده وارد عرصه ساخت شده، وضع کاملاً دگرگون شده است. هرچند باید گفت که این سیاست جدید بر تولیدات سینمای ایران غلبه ندارد و با کلیت سینمای ایران نسبت جزء به کل برقرار کرده است، اما یک جزء قدرتمند از سینمای ایران است که در چند دوره اخیر جشنواره فیلم فجر با یکی دو فیلم از کارگردان شناخته شده و فیلم‎هایی از کارگردانان جوان خودش را تبدیل به یک جریان و قدرت قابل توجه معرفی کرده است. در این جریان جدید که تمرکز اصلی آن در حوزه تولید است، سیاستگذار و تهیه‌کننده یکی است و از بدنه جوان و حرفه‌ای سینمای ایران برای به تصویر کشیدن قهرمانانِ ملی و عملگرا که نگاه آرمان‌گرایانه خود را حفظ کرده‌اند و بازآفرینی موضوعاتی از تاریخ معاصر ایران که جزو اسرار مگوی تاریخ معاصر بودند، استفاده می‎شود. این جریان خارج از سیاست رسمی کشور شکل گرفته است و در پی این است که برای آوردن مخاطب جدید به سینما حلقه‎ی بسته موضوعات اجتماعی که سینما به آنها می‌پرداخت، بشکند.

شکستن این کلیشه نیازمند برآمدن قصه فیلم‌ها از یک جهان‌بینی خاص و بیان این قصه فرمی حرفه‎ای و قابل دفاع است. بودن این جهان‎بینی که ذیل مفهوم داشتن ایدئولوژی هم قابل تعریف است، سبب شورانگیزی و دراماتیزه شدن داستان و شکل‌گیری یک چالش بین تصویرساخته‌شده و واقعیت موضوعات که هنوز در ذهن مخاطب علاقه‌مند به تاریخ معاصر زنده است، می‌شود و مخاطب را برای رفتن به سینما قلقلک می‌دهد. دراین‌بین آثار دو تن از کارگردانان حرفه‌ای سینمای ایران ضرورت مهم و جریان‌ساز بودن خروجی ایستادگی سازمان هنری رسانه‌ای اوج بر روی سیاستگذاری سینمایی خود که به روایت زندگی قهرمانان ملی و هشت سال دفاع مقدس، حماسه عاشورا و تقویت ارزش‎ها و باورهای دینی و ملی متعهد است، صحه می‌گذارد.

 ابراهیم حاتمی‎کیا در سومین همکاری خود با سازمان هنری و رسانه‌ای اوج ساخت فیلم سینمایی «خروج» را کلید زده است که در آن اعتراض مردم به تصمیمات دولتمردان به رسمیت شناخته می‎شود. در خروج ۱۲ پیرمرد که سیل، زمین‌های کشاورزی‌شان را نابود کرده با تراکتور راهی ساختمان ریاست جمهوری می‎شوند. جهانگیر الماسی، بازیگر فیلم خروج درباره تازه‎ترین اثر حاتمی‌کیا می‌گوید: «نمی‌خواهم از اصطلاح وسترن استفاده کنم، اما فیلم حاتمی‎کیا مخاطب را به شدت به یاد آثار وسترن و سینمای کلاسیک هالیوودی و سینمای اروپا بخصوص لهستان و مجارستان می‌اندازد. فیلم خروج از نظر من بشدت در سینمای ایران سروصدا خواهد کرد.» پیش‌ازاین نیز فیلم‎های «بادیگارد» و «به وقت شام» حاتمی‎کیا و اظهارات خودش در روزهای جشنواره و بعد هم در روزهای اکران سروصدای زیادی در سینمای ایران به پا کرده بود. حاتمی‎کیا در این دو اثر نیز با سازمان هنری رسانه‎ای اوج همکاری داشته است. خروج فرم حضور در سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر را پر کرده است.

فروش بالای کمدی‌ها در سینمای ایران یک اتفاق غیرمعمولی نیست، ولی اینکه فیلم‌های جدی بتوانند مخاطب را به سینما بیاورند، اتفاق نادر و کم‎نظیری است که در آثار محمدحسین مهدویان رشد مخاطبان کاملا قابل مشاهده است. به گزارش روزنامه سینما، فیلم‌های محمدحسین مهدویان در فروش و جذب مخاطب کاملا مسیر صعودی را طی کرده‌اند. «ایستاده در غبار» بعد از موفقیت در جشنواره فجر، اواخر سال ۱۳۹۵ راهی اکران سینماها شد و ۲۵۷ هزار مخاطب داشت. «ماجرای نیمروز» با فروش بیش از چهار میلیارد تومان، نزدیک به ۵۰۰ هزار مخاطب داشت. این روند با «لاتاری» هم ادامه پیدا کرد و با بیش از یک میلیون و ۷۰۰ هزار مخاطب، به ۱۴ میلیارد تومان فروش رسید. «ماجرای نیمروز؛ رد خود» با فروش نزدیک به شش میلیارد تومان با بلیت متوسط ۱۰ هزار تومان تا الان چیزی حدود ۶۰۰ هزار مخاطب داشته که بر حسب موضوع خاص آن این تعداد مخاطب نیز چشمگیر و قابل قبول است. مهدویان بعد از ساخت «آخرین روزهای زمستان» برای تلویزیون اعتماد سازمان هنری و رسانه‎ای را جلب و سازمان اوج با سرمایه‎گذاری بر روی این جوان زمینه ورود قدرتمند وی به سینما را فراهم کرد. ایستاده در غبار اولین اثر سینمایی مهدویان بود که با همکاری سازمان هنری رسانه‎ای اوج ساخته شد که به گفته بسیاری از منتقدان همچنان بهترین کار اوست.

محمدحسین مهدویان به‌عنوان یک کارگردان جوان و ابراهیم حاتمی‌کیا به‌عنوان کارگردان حرفه‌ای سینمای ایران از نمونه‌های قدرتمند و جریان‌ساز سینمای ملی ما هستند که حمایت‌ و سیاست‌گذاری درست سینمای سازمان اوج باعث تقویت آثار آنها شده است. مهدویان اولین فیلمش را با اوج آغاز و بعدها سبک خود را در سینما نهادینه کرد و ابراهیم حاتمی‌کیا بر صراحت بیان خود در گفتن اختلاف واقعیت فعلی و نمونه ایده‌آل جمهوری اسلامی ایران افزوده است. همکاری با بهروز شعیبی در «روز بلوا» و معرفی کارگردان جوان مانند اردلان عاشوری، امیدها برای تداوم روایت‎ موقعیت‌های تکان‌دهنده تاریخ معاصر را زنده کرده است و حمایت از جوان ها باعث شده در جشنواره فیلم فجر یکی از جدی ترین نمایندگان فیلم اولی «امیرعباس ربیعی» باشد. لذا اینجاست که باید تولید فیلم‎های قابل دفاع در حوزه سینما را به حساب درستی سیاستگذاری سینمایی سازمان فرهنگی رسانه‌ای اوج گذاشت و از این پس این را باید یک قاعده دانست که با تعریف ساختار درست، خروجی مشخصی را هر سال در سینمای ایران شاهد خواهیم بود.

*محمد محققی، فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد مدیریت رسانه دانشگاه صداوسیما

انتهای پیام/

دیگر خبرها

  • جعفری جوزانی: در شرایط سرمایه‌سالاری نباید توقع سینمای فراگیر ملی داشته باشیم
  • دو پرونده جالب از زبان یک قاضی ‏/ تشت رسوایی مردان دو زنه ‏
  • تهران صاحب سینمای رو باز می‌شود | سینماسپیده ۷ سالنه می‌شود
  • دی‌سی‌پی فیلم‌های جشنواره رایگان شد
  • دی سی پی بازبینی فیلم‌ها مجانی شد
  • دلیل بستری شدن دانشمند کشورمان از زبان همسرش + فیلم
  • «ناخدا خورشید» درخشان‌ترین اقتباس در سینمای ایران است / سینمای ایران فاقد جریان اقتباس است
  • نگاه لیلاج به رابطه جامعه پرخاشگر و تدابیر غلط دولت/ مشکل سینمای ایران فقط فیلم‌نامه نیست، بازیگر جسور هم می‌خواهیم!
  • برنامه هفتگی حرم حضرت فاطمه معصومه (س) تشریح شد
  • «سینما و ناسیونالیسم»؛ آلن ویلیامز ترجمه فرزام امین‌صالحی؛ نشر علمی و فرهنگی سینمای ما، سینمای دیگران
  • در شرایط سرمایه سالاری نباید توقع یک سینمای فراگیر ملی داشته باشیم
  • ناگفته های خانم بازیگر از سینمای ایران
  • در شرایط سرمایه‌سالاری نباید توقع یک سینمای فراگیر ملی داشته باشیم/ سینمای ایران قربانی سیاست‌زدگی و جاه‌طلبی مسئولان بی‌برنامه است
  • سینمای امروز گرفتار تجاری‌سازی‌های سطحی است
  • وضعیت جسمانی «فاطمه گودرزی» بعد از سانحه هنگام فیلمبرداری
  • یادداشت رئیس دانشگاه صدا و سیما پس از تماشای منطقه پرواز ممنوع/ در «منطقه پرواز ممنوع» بودیم اما حس غربت نداشتیم
  • سینما علاقه‌ای به افزایش مخاطب خود ندارد/ باید مردم مناطق مختلف به سینما بیایند
  • فاطمه گودرزی از بیمارستان مرخص شد
  • جزئیات نحوه رتبه بندی موسسات و مزایای آن/ ثبت لیست موسسات مجاز در سامانه کدال